عکس بازیگران سینما

سینما

رخشان بني اعتماد " سفر رويا " را جلوي دوربين برد هنرپیشه عکس بازیگران سینما

رخشان بني اعتماد " سفر رويا " را جلوي دوربين برد

سفر رويا" عنوان فيلم جديد رخشان بني اعتماد است كه بهرام رادان يكي از نقش هاي آن را بازي مي كند رخشان بني اعتماد نخستين سكانس‌هاي سفر رويا را در كانادا جلوي دوربين محمود كلاري برد و بهرام رادان در این صحنه‌ها بازی داشت. پيش از اين زمزمه هايي شنيده مي شد دال بر حضور احتمالي رادان در نمايش زن نيك ايالت نسجوان به كارگرداني آزيتا حاجيان كه با انتخاب امين زندگاني براي نقش جوان اول اين تئاتر اين قضيه منتفي شد.
به گزارش سينماي ما در اين فيلم نيز محسن عبد الوهاب در فيلم نامه و كارگرداني كنار رخشان بني اعتماد است. همچنين از ديگر بازيگران اين فيلم مي توان به باران كوثري اشاره كرد.
اين دومين تجربه همكاري رادان با بني اعتماد و عبدالوهاب پس از فيلم موفق گيلانه است.
ژيلا مهرجويي نيز كار طراحي صحنه و لباس " سفر رويا " را برعهده دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:42  توسط دلبر تنها  | 

"شاعر زباله ها" در جشنواره بین المللی پوسان

جشنواره بین المللی فیلم پوسان که از تاریخ 6 اکتبر آغاز شد، امروز 8اکتبر در ساعت 13.30 به وقت کره جنوبی اولین فیلم ایرانی در بخش مسابقه را با نام شاعر زباله ها به کارگردانی محمد احمدی نمایش درآورد. دراین نمایش علاقه مندان به سینمای ایران ضمن استقبال از فیلم شاعر زباله ها در دو سالن بطور همزمان توانستند این فیلم را ببینند.
از سوی دیگر جشنواره در برنامه ای جداگانه در همین ساعت از اقدام به برگزاری کنفرانس مطبوعاتی با نام "کلاس استاد عباس کیارستمی" در محل نمایش فیلم های مسابقه با نام Mega Box را نمود.
لازم به ذكر است عباس کیارستمی بعنوان رییس هیئت داوران در این جشنواره به قضاوت فیلمهای بخش مسابقه می پردازند
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 7:52  توسط دلبر تنها  | 

برنامه‌ افتتاح اكران فيلم "ديشب بابا تو ديدم،آيدا" برگزار مي شود

برنامه‌ افتتاح اكران فيلم "ديشب بابا تو ديدم،آيدا" برگزار مي شود

برنامه‌افتتاح اكران فيلم "ديشب بابا تو ديدم،آيدا" ساخته رسول صدر عاملي با حضور هنرمندان و اهالي مطبوعات يكشنبه شب در سينما قدس برگزار مي‌شود. اين فيلم كه پيشتر در جشنواره فيلم فجر و به تازگي در بيستمين جشنواره بين‌المللي فيلم‌هاي كودكان ونوجوانان حضورداشت،بامضموني‌اجتماعي روايتگر احوالات يك دختر نوجوان است. صدرعاملي همچنين توليد فيلم‌هاي "دختري با كفش‌هاي كتاني" و "من ترانه ‪۱۵‬ سال دارم" را با موضوع نوجوانان در كارنامه فيلم‌سازي خود ثبت كرده است.
* اخبار تكميلي مربوط به برگزاري اين برنامه را فردا در سينماي ما بخوانيد. . .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 7:50  توسط دلبر تنها  | 

رخشان بني اعتماد : در گيلانه قصه نمي گويم

رخشان بني اعتماد : در گيلانه قصه نمي گويم

شب گذسته فرهنگسراي نياوران ميزبان عوامل تهيه فيلم سينمايي گيلانه بود. جلسه نقد و بررسي فيلم گيلانه با حضور رخشان بني اعتماد بعد از اكران فيلم در اين فرهنگسرا برگزار شد. . .
به گزارش سينماي ما ، بني‌اعتماد در ابتدا از استقبال تماشاگران از گيلانه تشكر كرد .
وي گفت: ديدن يك سالن پر از تماشاگران، براي سازندگان اثر خيلي با ارزش است و هيچ چيزي به اندازه يك استقبال خوب از فيلم نمي‌تواند خستگي را از تن سازندگان آن به در كند.
وي در ادامه درباره دلايل تبديل اپيزود «ننه گيلانه» به فيلم بلند «گيلانه»، گفت: اگر اين اتفاق نمي‌افتاد، امروز فرصتي هم مهيا نمي‌شد تا ما با هم به گفت‌وگو بنشينيم، زيرا كه سرنوشت فيلم‌هاي كوتاه و مستند در ايران انبار شدن در آرشيو و فراموش شدن آن اثر است، پس من به عمد تصميم گرفتم تا بدون دخالت و تغيير در ساختار «ننه گيلانه»‌ آن را تبديل به فيلم بلند كنم و واقعا چنين كاري انرژي بيشتري از ما گرفت و مشكلات زيادي به خصوص در اكران آن داشتيم.
بني‌اعتماد در اين باره گفت: در اكران «گيلانه» ما با تفكرات و برخوردهاي متفاوت و غير قابل باوري روبرو بوديم زيرا كه اين فيلم در وهله اول جذابيت تجاري و گيشه‌اي ندارد و به همين دليل با انواع تحقيرها از جانب سينماداران روبرو شد و از طرفي خيلي از اين افراد حاضر نبودند عسكهاي فيلم را با گريم‌هاي متفاوت رادان و معتمدآريا بپذيرند پس ما به ناچار اين فيلم را در هفت - هشت سينما به نمايش گذاشتيم و خوشبختانه آمار خوبي هم به لحاظ استقبال تماشاگران كسب كرديم.
وي اضافه كرد: استقبال موفق «گيلانه» نشانگر هوش و سطح سليقه مخاطبان ايراني است كه هنوز از جانب دست اندركاران سينما باور نشده است و به همين دليل، همچنان سطح سليقه‌ سطحي را براي جذب مخاطبان ملاك قرار مي‌دهند و فيلم‌ها را براين اساس گزينش مي‌كنند، در حاليكه بدون هر گونه تعارفي بايد گفت كه تكليف سينماي ايران را كه با جرياني بي‌رمق در حال حركت است تنها مخاطبان آن روشن مي‌كنند.
محسن عبدالوهاب نيز در اين باره، گفت: جامعه ما حساس، روشنفكر و آگاه است و نمي‌توان آن را به نوع خاصي از سينما و سليقه محدود كرد به همين جهت هم اميدوارم كه اجازه دهند تا انواع ديگر فيلم‌ها نيز جاي كار پيدا كنندو به مرور مخاطبان خود را بيابند.
وي سپس درباره نوع روايت‌گري در فيلم «گيلانه» گفت: ما تلاش زيادي داشتيم تا قصه نگوييم، بلكه مي‌خواستيم يك روز از زندگي اين افراد را نشان دهيم و شمول رنج اين مادر را به تصوير بكشيم و همين روند هم باعث جذابيت فيلم براي مخاطب مي‌شود و اگر قصه‌گويي را براي آن در نظر مي‌گرفتيم بايد انتظار فيلم معمولي‌تري هم مي‌داشتيم.
در ادامه اين جلسه فاطمه معتمد‌آريا، بازيگر نقش «گيلانه» درباره كاراكتر خود در اين فيلم، گفت: من براي اولين بار در طول تجربه‌هاي بازيگري خود تحت تاثير شخصيتي به نام «گيلانه» قرار گرفته‌ام، زيرا كه «گيلانه» فقط مادر سرزمين خودش نيست بلكه او مادر تمام سرزمينهايي است كه ما مصيبتهاي آنها را مي‌شناسيم، زيرا كه به جنگ و عواقب آن را به خوبي آگاه هستيم.
وي اضافه كرد: «گيلانه» بر اساس يك شخصيت واحد نوشته نشده است. بلكه بر اساس زندگي بسياري از زنان نوشته شده كه در موقعيتهاي مختلف وجود داشته‌اندو فيلم حاصل تحقيق درباره بسياري از افراد است، پس «گيلانه» ما به ازاي فردي ندارد و نشانه‌اي از بسياري از زنان است.
وي در پايان گفت:بازي من در اين فيلم تنها تجلي انديشه اين دو كارگردان است و فكر مي‌كنم «گيلانه» جزو معدود فيلم‌هايي است كه بدون هيچگونه غلو و ريايي درباره جنگ ساخته شده است.
«بهرام رادان» بازيگر نقش اسماعيل نيز درباره اين فيلم، گفت: در اين فيلم ما مي‌خواهيم درد و رنج گيلانه را ببينيم و تاثيرات حضور او است كه به اسماعيل و ديگر نقشهاي فيلم معنا مي‌دهد و از اين رو بازي من هم در اين فيلم تنها در جهت پر رنگ كردن «گيلانه» است.
بني‌اعتماد نيز درباره بازي «رادان» در اين فيلم، گفت: وقتي پيشنهاد ساخت اين فيلم را به بهرام رادان دادم، او مي‌دانست كه چهره‌اش در اين فيلم قرار است كاملا به هم بريزد و حتي در طول فيلم تنها در چند صحنه كوتاه سر پا است ولي او به راحتي قرارداد را امضا كرد و هيچ چيزي هم درباره رقم دستمزد نپرسيد چنين واكنشي براي اولين بار از سوي يك جوان انجام مي‌شود و همين حركت هم احترام من را نسبت به او برانگيخت و از اين جهت اميدوارم سينماي فرهنگي ما به مرحله‌اي برسد كه به اين نياز پاسخ داده شود تا جوانان با استعدادي مثل رادان مجبور نشوند در فيلم‌هايي كه دوست ندارند بازي كنند.
وي اضافه كرد: نقش ايستاي رادان در اين فيلم، يكي از سخت‌ترين نقشهايي بود كه او مي‌توانست در آن بازي كند، زيرا كه اين كاراكتر چندان جاي برزو بيروني نداشت.به گزارش ايسنا، در ادامه نشست «باران كوثري»‌درباره تجربه بازي دراين فيلم گفت: فيلم «گيلانه» كلاس خوبي براي من بود، زيرا كه با دو كارگردان باتجربه كه فيلم‌سازي جزو دغدغه‌هاي آنها است كار مي‌كردم و از اين جهت خيلي چيزها از آنها ياد گرفتم و در بازي خودم در مقابل فاطمه معتمدآريا نيز به همان اندازه كه مي‌ترسيدم، ياد گرفتم.
فريد مصطفوي، فيلمنامه‌نويس «گيلانه» نيز درباره اين كار گفت: بعد از سفارش اين فيلم به بني‌اعتماد، ما روي طرح معيني كار نكرديم بلكه همه چيز را از پژوهشهاي اوليه آغاز كرديم و خواستيم پس لرزه‌هاي بعد از جنگ را به تصوير بكشيم، كه در اين ميان بيشتر از هر چيز به زنهايي توجه كرديم كه همه و يا مادر جانبازان جنگ بودند و بيش از هر كسي در اين ميان فراموش شده بودند و برعكس بيشتر از هر كسي رنج مي‌بردند.

بني‌اعتماد نيز در پايان اين جلسه، افزود: من اساسا آدم تلخ‌بيني نيستم و دوست ندارم كه چنين تفكري را در فيلم‌هايم جاي دهم ولي من بيش از اندازه واقع‌بين هستم و خيلي از حقيقت‌ها حرف مي‌زنم، پس دغدغه من به اندازه كافي تلخ است و به جوهر وجود انسان كه از طاقت‌فرسايي و مقاومت او سرچشمه مي‌گيرد، مي‌پردازد پس مي‌بينيد كه من براي ويترين فيلم نمي‌سازم بلكه براي پرده فيلم مي‌سازم و اميدوارم كه بالاخره يك روز ملاك جماعت تصميم‌ گيرنده از اين مرحله منجمد خارج شود.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 7:48  توسط دلبر تنها  | 

" يك بوس كوچولو " آماده نمايش است

" يك بوس كوچولو " آماده نمايش است

96 پروژه سينمايي در مراحل مختلف توليد سينماي ايران به سر مي برند.
به گزارش سينماي ما ، به نقل از روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي ، از اين تعداد ، 12 پروژه آماده نمايش ، 18 پروژه در مرحله صداگذاري و ميكس ، 13 پروژه در مرحله تدوين ، 11 پروژه در مرحله فيلمبرداري و 42 پروژه در مرحله تداركات قرار دارند.
بر اساس ، عناوين فيلم هايي كه در مراحل مختلف آماده سازي هستند ، به اين شرح آمده است :
آماده نمايش
-" ازدواج به سبك ايراني"( حسن فتحي)
- "پل سيزدهم"(فرهاد قريب)
-" نقاب داستان خنده دار"(كاظم راست گفتار)
- " طلا"(جعفر پناهي)
-" شب كايت ها "(حبيب الله بهمني)
- " سرود تولد "(علي قوي تن)
-" كافه ستاره"يا" نفستو حبس كن"( سامان مقدم)
-" محكومين بهشت"(حجت الله سيفي)
-" نگاه"(سپيده فارسي)
-" سرتو بدزد رفيق"( علي عبدالعلي زاده)
-" يك بوس كوچولو "(بهمن فرمان آرا)
- " فرياد در مرداب" يا" حشره""( هوشنگ درويش پور)

مرحله ميكس و صدا گذاري
- "جمشيد و خورشيد"( بهروز يغماييان)
-" سوگند" ( شاپور قريب)
-" محفل ايكس" (حبيب كاوش)
-" اين ترانه عاشقانه نيست" ( رحمان رضايي)
-" تك درخت ها" ( سعيد ابراهيمي فر)
-" ماه شب چهارده"( محلي علي طالبي)
-" به نام پدر"( ابراهيم حاتمي كيا )
-" رقص با رويا "(محمود كلاري)
-" جايي در دوردست"( خسرو معصومي)
-" شوريده"(محمد علي سجادي)
-" چهارشنبه سوري" ( اصغر فرهادي)
-" شبانه " (كيوان علي محمدي)
-" آرامش در حضور مردگان" (مهرداد فريد)
-" مواجهه"( سعيد ابراهيمي فر)
-" پرونده هاوانا"( عليرضا رئيسيان)
-" تقاطع"( ابوالحسن داوودي)
-" ستاره ها"( فريدون جيراني)
-" صبحي ديگر" ( ناصر رفايي)

-مرحله تدوين
- "زير درخت هلو"( ايرج طهماسب)
-" قتل آن لاين"(مسعود آب پرور)
-" گاهي واقعي"يا " سرزمين رمز آلود"(رامين لباسچي)
-" هوو يك"(عليرضا داود نژاد)
-" زن بدلي" (مهرداد مير فلاح)
-" خاك سرد"( رضا سبحاني)
-" ته دنيا"( بهروز افخمي)
- " سفر به شوشتر"( مجتبي راعي)
-" قلقلك "(مسعود نوابي)
-" سرگيجه"(محمد زرين دست)
-"نجات"(حسين قاسمي جامي)
- "هابيل" يا "دره زاگرس" (محمد علي نجفي)
- " شب بخير فرمانده"( انسيه شاه حسيني)
مرحله فيلمبرداري
- "مريم" (اسماعيل براري)
-" وقتي همه خواب بودند" (فريدون حسن پور)
-" فرزند صبح" ( بهروز افخمي)
-" آخرين ملكه زمين"( محمد رضا عرب)
-" شام عروسي "(حميد اعتباريان)
-" قاعده بازي"( احمد رضا معتمدي)
- " شهر آشوب"(يدالله صمدي)
-" روياي خيس"(پوران درخشنده)
-" عصر جمعه پاييز"(مونا زندي حقيقي)
-" خانه روشن"( وحيد موساييان)
-" حسنك و داس داران"(بايرام فضلي)
لازم به ذكر است ساير فيلم هاي داراي پروانه نمايش ، هنوز به مرحله فيلمبرداري نرسيده و در مرحله تداركات و پيش توليد قرار دارند.
اين در حالي است بيش از ‪ ۸۰‬اثر سينمايي سالانه در صنعت فيلم كشور توليد مي‌شود و تنها نيمي از اين آثار مجال نمايش مي‌يابند. . .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 7:46  توسط دلبر تنها  | 

از عشق مردن»؛ منتظر دريافت پروانه ساخت

«از عشق مردن»؛ منتظر دريافت پروانه ساخت

از عشق مردن»؛ منتظر دريافت پروانه ساخت
بيژن بيرنگ ـ نويسنده و كارگردان سينما ـ كه پس از «سيندرلا» موفق به ساخت فيلم جديدي نشده، گفت: چهار هفته است كه منتظر تشكيل جلسه و صدور پروانه ساخت فیلم هستيم و تا پروانه‌ی ساخت «از عشق مردن» صادر نشود، نمي‌توانيم بازيگران فيلم را اعلام كنيم. وي اين فيلم را داراي قصه‌اي پر رمز و راز و عاشقانه خواند و گفت: فيلم درباره معجزه‌ی عشق است؛ روايت دو زوج كه اتفاقاتي بين‌ آن‌ها مي‌افتد؛ دو زن اصلي ما كه يكي آهنگساز و يكي نقاش است. بيرنگ كه علاوه بر كارگرداني نويسندگي اين فيلم را هم عهده‌دار است، از امير سماواتي به عنوان تهيه‌كننده، علي بيرنگ آهنگساز، ايرج حبشي دستيار كارگردان و شمس‌الدين براتي مدير توليد اين پروژه نام برد. «از عشق مردن» اولين فيلم بلند مستقل بيژن بيرنگ خواهد بود. ساير كارهاي او به طور مشترك با مسعود رسام ساخته شده است

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:34  توسط دلبر تنها  | 

بهمن قبادی: موسسه‌ی «مژ فیلم» در ایران تعطیل می‌شود

بهمن قبادی: موسسه‌ی «مژ فیلم» در ایران تعطیل می‌شود

كارگردان جوان سينما و مسئول موسسه «مژفيلم»، درباره دلايل تعطيلي اين دفتر گفت: «بي‌توجهي مسئولان به فيلم‌ها از مرحله‌ي نگارش تا زمان نمايش باعث شد تا ديگر فعاليت فيلم‌سازي‌ام را در ايران ادامه ندهم.» وي پيش از اين نيز به دليل اكران نامناسب لاك‌پشت‌ها هم پرواز مي‌كنند _ ركوردار جوايز و فروش بين‌المللي _ اعلام كرده بود ديگر در ايران فيلم نخواهد ساخت:«تلويزيون ايران رسما اعلام كرده كه فيلم‌هایم قابل نمايش نيست ... وزارت ارشاد مجوز فعاليت بين‌المللي دفتر را صادر نكرد در حالي‌كه خارج از ایران هم فيلم‌ها را مي‌خواهند و هم اجازه‌ي فعاليت و توليد فيلم دارم.» پروژه‌هاي بعدي قبادي در تركيه، سوئيس، عراق واتريش فيلمبرداري خواهند شد و احتمال دارد فعاليت دفتر و فيلمسازي‌اش را در لندن ادامه دهد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:33  توسط دلبر تنها  | 

كلاهبرداری ۱۰۸ هزار دلاری

كلاهبرداری ۱۰۸ هزار دلاری

كلاهبرداری ۱۰۸ هزار دلاری
مهناز انصاريان، بازيگر و نويسنده سينما و تلويزيون، در نامه‌اي از رئيس قوه قضائيه خواست تا به پرونده كلاهبرداري 108هزار دلاري خانواده‌اش رسيدگي شود.
او با بيان محتويات نامه‌اش به رئيس قوه قضائيه، نسبت به طولانی‌شدن زمان رسيدگي به پرونده‌ انتقاد كرد و گفت: «حدود پنج سال پيش فردي كه بعدها عنوان كرد وابسته به يكي از دستگاه‌هاي امنيتي كشور است، مبلغ 108 هزار دلار از خانواده‌ام كلاهبرداري كرد كه من به اتفاق وكيل‌ خانواده‌ام پيگير اين موضوع شدم. اين فرد در تمام دادگاه‌ها از مرحله بدوي تا تجديدنظر و ديوان عالي كشور به اتهام كلاهبرداري و جعل سند محكوم شد اما در حال حاضر پرونده در شعبه 15 تشخيص ديوان عالي كشور مطرح و در حال رسيدگي مجدد است. در طول اين پنج سال بارها از سوي اين كلاهبردار به انواع مختلف تهديد شدم و حتی در دادگاه از طريق يك فرد آشنا، برايم حكم غيابي گرفته كه من اين حكم را به ناحق مي‌دانم؛ زيرا زماني كه من مكان زندگي‌ام مشخص بود نبايد چنين حكمي صادر مي‌شد. هم‌چنين انتشار آن در برخي از روزنامه‌ها مناسب نبود.» انصاريان، هدف از انتشار اين حكم را بازی با آبرو و حيثيت خود می‌داند.
وي افزود: اگر رئيس مجتمع قضائي شهيد قدوسي و معاون اين مجتمع به داد من نمي‌رسيدند، قراربود مرا زنداني كنند؛ در حالي كه تمام حقوقدان‌ها مي‌دانند كه حكم غيابي زندان ندارد. من با صدور وثيقه آزاد شدم تا اين‌كه اين فرد توانست در مجتمع قضائي الهيه مرا به جرم افترا روانه زندان اوين كند. هيچ‌وقت به اين فرد افترا نزده‌ام، بلكه از حق و حقوق خود دفاع كرده‌ام و هم‌چنان اين راه را ادامه مي‌دهم.»
مهناز انصاریان درباره‌ی حبس 24 ساعته‌اش گفت: «اين حبس غيرقانوني و اعمال نفوذ بيش از حد اين شخص كلاهبردار از لحاظ روحي مشكلات بسياري را برايم به وجود آورده كه به هيچ قيمتي نمي‌توان آن را جبران كرد، در حال حاضر امنيت جاني ندارم و دائم به اشكال مختلف مورد تهديد و فشارهاي روحي قرار مي‌گيرم.»

انصاريان در پايان نامه‌اش از آيت‌الله هاشمي شاهرودي چنین درخواستی كرده: «خواهشمندم مرا ياري كنيد تا از اين ظلمتي كه پيرامونم را احاطه كرده است، نجات يابم.»

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:31  توسط دلبر تنها  | 

رامبد جوان حوصله‌اش از تلویزیون سر رفته است

رامبد جوان حوصله‌اش از تلویزیون سر رفته است
رامبد جوان بازیگر و كارگردان جوان سینما و تلویزیون سال ۱۳۸۱ سریالی به پشتیبانی ستاد مبارزه با مواد مخدر ساخت که تا کنون پخش نشده ، در حالی‌كه به گفته خودش کلی ازبازیگران خوب مطرح درآن ایفای نقش می کنند . جوان دررابطه با تعویق پخش «باغ بلور» گفت : «واقعا نمی‌دانم که چرا پخش نمی‌شود. هر بار وعده‌ی پخش آن را در یک فصل خاص می‌دهند و بعد می‌گویند دو سه ماه دیگر، ولی بازخبری نیست .»
جوان درپاسخ به این سوال که شاید تلویزیون با برنامه‌سازی یا کارگردانی شما مخالف است ، گفت : «ابدا، اتفاقا خیلی هم دوست دارند ، من غیر از باغ بلور، یک فیلم تلویزیونی 117 دقیقه‌ای هم ساخته‌ام و ده‌تا تیزر تلویزیونی هم درمورد مواد مخدر ساختم که آنها هم هنوز پخش نشده اند .
رامبد جوان درپاسخ به این سوال که آیا بازهم برای تلویزیون برنامه خواهید ساخت گفت : «نمی دانم ، اما فکرکنم کم کم حوصله ام سررفته باشد
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:28  توسط دلبر تنها  | 

«گیلانه» منتظر رای نهایی مهندس ضرغامی

 

گیلانه» منتظر رای نهایی مهندس ضرغامی
عزت الله ضرغامي رييس سازمان صدا و سيما قرار است تصميم خود را درباره پخش تيزر گيلانه به اداره كل بازرگاني صدا و سيما اعلام كند. سیروس تسلیمی، پخش كننده «گيلانه»، اميدوار است با نظر مثبت رييس سازمان صدا و سيما امكان پخش تيزر این فيلم ارزشمند از تلويزيون فراهم شود.
تسلیمی می‌گوید:« با توجه به هفته‌ی دفاع مقدس و با توجه به ارزش‌هاي غير قابل انكار گيلانه در زمينه‌ی دفاع مقدس انتظار ما از صدا و سيما اين است كه چنين فيلمي را حمايت كند. با نظر سازمان صدا و سيما اصلاحاتي روي تیزر قبلی اعمال كردیم و تيزري كه هم اكنون آماده شده، به تصويب نهايي سازمان رسيده و كد پخش گرفته است.» تسليمي به درستی معتقد است كه ‌فيلم‌هاي فرهنگي براي پخش تيزرهاي خود نمي‌توانند همپاي شركت‌هاي بزرگ تجاري حركت كنند: « صداوسیما براي پخش يك زير نويس 15 ثانيه‌ای، پس از تخفيف، يك ميليون تومان مي‌گيرند در حالي كه اين مبلغ فروش يك روز فيلم است.» ما هم امیدواریم با نظر مساعد مسئولان سازمان امكان پخش تیزرهای «گیلانه» فراهم شود تا این فیلم با اطلاع‌رسانی درست و به‌موقع به مخاطبان معرفی شود. فیلم‌هایی مانند «گیلانه» برای نمایش عمومی به این‌جور حمایت‌های فرهنگی نیاز دارند؛ مگر در طول سال چند فیلم با كیفیت و قابل‌توجه در سینمای ایران تولید می شود؟ حیف است كه تماشاگران بالقوه‌ی آن از تماشایش محروم شوند.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:27  توسط دلبر تنها  | 

به همين سادگي» در جمع دانشجويان دانشگاه تهران

رضا ميركريمي:براي خلق اين شخصيت و باورپذيركردن آن، خيلي خوب به زندگي خودم با مادر و همسرم توجه كردم

رضا ميركريمي گفت: «به همين سادگي» در واقع طرح موضوع و روايت يك بحران پنهان است.  در ادامه‌ي نشست‌هايي كه اين روزها براي همزمان با اكران عمومي «به همين سادگي» برگزار مي‌شود، ميركريمي در جمع دانشجويان دانشگاه تهران حاضر شد و به سوالات آنها درباره‌ي اين فيلم پاسخ داد.
در ابتداي اين نشست كه در تالار شهيد آويني دانشكده هنرهاي زيبا برپا شد، ميركريمي در خصوص شباهت فيلمنامه‌ي «به همين سادگي» با داستاني همچون «چراغ‌ها را من خاموش مي‌كنم» توضيح داد: فيلمنامه اين‌كار از روي همه‌ي داستانهايي كه درباره زن نوشته شده، اقتباس شده است. چه داستانهايي كه خوانده‌ام و چه آن‌هايي كه نخوانده‌ام و در مجموع انباشتي از خاطره و تجربه در فيلم جمع شده است.
او ادامه داد: داستان «چراغ‌ها را من خاموش مي‌كنم» را دو دفعه خوانده‌ام، اما فكر مي‌كنم اين داستان با داستاني كه من در اين فيلم روايت كرده‌ام بسيار تفاوت دارد.
اين كارگردان درباره‌ي بهره گرفتن از بيان غير زباني در «به همين سادگي» خاطرنشان كرد: ساده‌ترين نوع ارتباط، در زندگي حرف‌زدن است و عموما با حرف‌زدن با هم ارتباط برقرار مي‌كنيم. اين درحالي است كه اين
تمام آن‌چيزي نيست كه در اطراف ما جاري است. ديالوگ بخشي از ارتباطات بياني است و بخش عمده ارتباط بين آدم‌ها، لحظاتي است كه ما داريم از زاويه ديگري به هم نگاه مي‌كنيم.
او در عين حال خاطرنشان كرد: انسان‌هاي پيچيده با نگاه، حس‌شان، فيزيك‌شان مكث‌هايي كه بين كلمات دارند و با واكنش‌هايشان هم حرف مي‌زنند.
رضا ميركريمي در بخش ديگري از اين جلسه، «به همين سادگي» را طرح موضوع و روايت يك بحران پنهان دانست و افزود: بحراني كه آدم‌ها به تنهايي عامل شكل‌گيري آن نيستند و به عوامل بسياري مربوط مي‌شود.
او همچنين درباره‌ي شخصيت‌پردازي فيلم اخيرش خاطرنشان كرد: براي خلق اين شخصيت و باورپذيركردن آن، خيلي خوب به زندگي خودم با مادر و همسرم توجه كردم. اما اين‌ها كافي نيست. چون بسياري از زواياي پنهان موجود در زندگي زنان براي مردان آشكار نيست. بنابراين از برخي نويسندگان زن خواستم هركدام جزئياتي در 30 صفحه از لحظات روزمره زنان بنويسند كه اين موضوع در بيان جزئيات و جملاتي كه از زبان طاهره (شخصيت فيلم) برمي‌آيد به بنده كمك كرد.
ميركريمي درباره‌ي پايان بندي «به همين سادگي» هم توضيح داد: اين فيلم قسمتي از يك قصه است كه سعي شده برشي از زندگي همراه با بحران طاهره باشد. بنابراين ماندن او در پايان فيلم خيلي قطعي و حتمي نيست. حضور در آخر فيلم يك ماندن با تعليق است، گويي بحران را هنوز پشت سر نگذاشته است.
او در عين حال گفت: در طول نگارش فيلم‌نامه با شادمهر راستين به توافق رسيديم كه شخصيت اصلي‌مان به هيچ‌كس به طور مستقيم درباره مسائل‌اش صحبت نكند و فقط ما به شكل غيرمستقيم آن را به مخاطب منتقل كنيم.
گفتني است: در ادامه جلسه احمد طالبي‌نژاد منتقد درباره‌ي اين فيلم صحبت كرد و جلسه با پرسش و پاسخ تماشاگران ادامه پيدا كرد.
در اين برنامه طي دو روز «كودك و سرباز» و «به همين سادگي» از ساخته‌هاي رضا ميركريمي به همت كانون فيلم انجمن اسلامي دانشكده هنرهاي زيبا به نمايش درآمد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:5  توسط دلبر تنها  | 

«آتشكار» (محسن اميريوسفي) به‌زودي به اكران عمومي در مي‌آيد

«آتشكار» (محسن اميريوسفي) به‌زودي به اكران عمومي در مي‌آيد

پخش كننده فيلم «آتشكار» اعلام كرد: به‌زودي زمان دقيق اكران «آتشكار» مشخص مي‌شود.علي سرتيپي پخش‌كننده فيلم سينمايي «آتشكار» درباره وضعيت اكران آن گفت:قرارداد اكران فيلم ارائه شده و بزودي زمان دقيق اكران آن مشخص مي‌شود.
براساس اين گزارش،فيلم «آتشكار» دومين فيلم بلند سينمايي «محسن‌امير يوسفي» است كه به تازگي پروانه نمايش گرفته و قرار است به اكران عمومي در بيايد. اين فيلم داستان يك آتشكار (كسي كه كنترل مواد مذاب را در كوره‌هاي بلند ذوب آهن به عهده دارد) است كه درگيري‌هاي ذهني با روح پدرش پيدا مي‌كند.
ديگر عوامل اين فيلم عبارتند از : نويسنده و كارگردان: محسن اميريوسفي،مدير فيلمبرداري: ساعد نيك ذات،تدوين: هايده صفي‌ياري،صداگذاري: محمدرضا دلپاك،صدا بردار: اصغر آبگون،طراح چهره‌پردازي: محمدرضا قومي،مشاورهنري: ايرج رامين فر،طراح صحنه و لباس: علي وطن دوست،مديرتوليد: سعيد هاشمي،بازيگران: حميد فرخ نژاد،محمد ماهوش،مينا مصطفي پور،مهرداد جلوخاني،عبدالرضا صرامي،يدالله‌ نوري، محمداسماعيل مختاريان،حسين صمدي،تهيه‌كننده: محسن اميريوسفي با مشاركت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:3  توسط دلبر تنها  | 

«نفس عميق» (پرويز شهبازي) در بخش پانزده روز كارگردانان جشنواره كن 2003 حضور داشته است

«نفس عميق» (پرويز شهبازي) در بخش پانزده روز كارگردانان جشنواره كن 2003 حضور داشته است

در گزارشي كه از تاريخچه حضور سينماي ايران در جشنواره كن در سايت منتتشر شد، نويسنده گزارش نام فيلم «نفس عميق» را سهواً درفهرست فيلم‌هاي ايراني حاضر در دوره‌هاي گذشته جشنواره كن فرانسه نياورده است. با توجه به علاقه سينمادوستان ايراني به اين فيلم و دقت و وسواس‌شان درباره اخبار و مطالب اين فيلم، چند نفر از كاربران با سايت سينماي ما تماس گرفتند و اين نكته را يادآوري كردند كه «نفس عميق» در بخش پانزده روز كارگردانان جشنواره كن 2003 حضور داشته است.
اين توضيح براي تكميل آن گزارش و پاسخ به علاقه و دقت نظر دوستان علاقه‌مند سايت و فيلم «نفس عميق» در سايت سينماي ما درج مي‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:58  توسط دلبر تنها  | 

شریفی‌نیا درباره شخصیت‌های مشهور سینمایی

کفشدوزک درخت مو!

محمد رضا شریفی‌نیا در گفتگویی با نشریه "رضا رشیدپور" با اشاره به رابطه کاری خود با محمدرضا گلزار از خاطره همکاری او در فیلم "میهمان مامان" داریوش مهرجویی گفت. او گفته است: از طریق گروه آریان با گلزار آشنا شدم. عقیده داشتم که گلزار باید با یک کار دیگر به جز فیلم آقای قادری وارد سینما می‌شد او باید چند وقتی در تئاتر کار می‌کرد و بعد وارد سینما می‌شد.
به نوشته رویش، شریفی‌نیا ادامه داده است: رضا به من گفت دوست دارد در یک کار خاص بازی کند من هم در اولین کاری که پیش آمد او را برای نقش معتاد فیلم میهمان مامان انتخاب کردم. ابتدا مهرجویی از کارش راضی نبود اما من به او گفتم که گلزار را برای کار آماده می‌کنم. او برای نقش یک ریش 15 سانتی‌متری گذاشت و تست‌گریم هم شد. در همین زمان آقای فرحبخش می‌خواست کما را بسازد و در نظر داشت از گلزار استفاده کند.
وی ادامه می‌دهد: ما قبل از شروع میهمان مامان با آقای مهرجویی سفری به فرانسه داشتیم. در آنجا یکی از دوستان تماس گرفت و گفت گلزار ریشش را زده است. من به آقای فرحبخش زنگ زدم و او گفت که ما حرفی نزدیم خود گلزار ریشش را زده است. من همان موقع با پارسا پیروزفر تماس گرفتم و گفتم ریش بگذارد برای بازی در نقش معتاد. از پاریس که برگشتیم گلزار به من زنگ زد و گلایه کرد. به او گفتم طبق قراری که داشتیم عمل نکردی و و تمرد کردی. گفت تا شروع کار شما من اینطرف کارم تمام می‌شود و ریش می‌گذارم. گفتم ما هفته دیگر کار را شروع می‌کنیم. من هم این کار را نمی‌کنم تا بدانی وقتی قراری می‌گذاریم باید سر آن بمانی.
به گزارش فردا، شریفی نیا در پایان این گفتگو با رضا رشید پور در مقابل برخی اسامی نظرات خود را اینگونه اعلام کرده است:

بهرام رادان؟
انگور یاقوتی.

قالیباف؟
انگور شاهانی.

ابراهیم حاتمی‌کیا؟
درخت انگور.

تهمینه میلانی؟
دلمه برگ مو.

محمدرضا گلزار؟
کفش‌دوزک درخت مو.

داریوش مهرجویی؟
باغ انگور.

سید محمد خاتمی؟
تاکستان.

مسعود ده‌نمکی؟
هسته‌انگور.

می‌شود توضیح بدهید؟
شما می‌توانید خود انگور را بخورید و به هسته‌اش اعتنا نکنید، یا این که آن هسته را بکارید و یک تاکستان ازش بسازید.

محمود احمدی نژاد؟
سرکه.

یعنی چه؟
من شنیدم که یک خبرنگار خارجی از آقای احمدی نژاد سوال کرده که چهره شما زیبا نیست و به درد ریاست جمهوری نمی‌خورد، ایشان هم پاسخ داده که اگر به درد ریاست‌جمهوری نمی‌خورد به درد نوکری مردم که می‌خورد. این جمله مرا تکان داد و اگر قبل از انتخابات شنیده بودم حتما به ایشان رای می‌دادم.

آزیتا حاجیان؟
شراب حلال.

هدیه تهرانی؟
شراب حرام.

خب بهتر است تا قضیه بیخ پیدا نکرده مصاحبه را تمام کنیم.
من هم موافقم.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:56  توسط دلبر تنها  | 

مصايب هميشگي اكران فيلم‌هاي فرهنگي

معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به تازگي تصميم به ايجاد يك كميته كارشناسي اكران در اين معاونت گرفته است و اين كميته كار خود را براي بررسي دقيق اكران فيلم‌هاي سينماي ايران آغاز كرده است.
اين كميته قرار است با دريافت نظرات تهيه‌كنندگان، كارگردانان، سينماداران و اعضاي شوراي صنفي نمايش، به مطالعه شيوه اكران و پخش فيلم در كشورهاي صاحب نام سينما پرداخته و ضمن مقايسه آن با ايران، ساز و كارهاي مناسبي براي اكران عادلانه فيلم‌ها در نظر گرفته شده و جهت اجرا به معاونت و شوراي صنفي نمايش پيشنهاد شود نوع و نحوه اكران سينماي كودك و مخاطب خاص نيز در دستور كار اين كميته قرار داد.
به نظر مي‌رسد ايجاد اين كميته واكنشي به اعتراض فيلمسازان مطرحي چون مجيد مجيدي، كمال تبريزي، رضا ميركريمي، رخشان بني اعتماد، تهمينه ميلاني است كه در روزها و ماههاي اخير نسبت به نحوه اكران فيلم‌هاي سينماي فرهنگي و صاحب انديشه انتقاد داشته‌اند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:18  توسط دلبر تنها  | 

نگاهی به سينمای کودک ايران

نگاهی به سينمای کودک ايران

توسعه سينمای ايران، مديون چند مقطع طلايی، در طول حيات آن است. بی شک يکی از اين مقاطع از اواخر دهه ۴۰ آغاز و تا نيمه اول دهه ۵۰ دوام می آورد. بسياری از بزرگان سينمای پيشرو ايران در اين برهه سربرآوردند.
اما آنچه در آن سالها همچون يک ويژگی جلوه می يابد، پاگرفتن و درخشش سينمای کودک است و بزرگانی که از اين ميان سربرمی آورند و آبروی سينمای ايران می شوند: عباس کيارستمی، محمدرضا اصلانی، بهرام بيضايی، ناصر تقوايی ...
پس سينمای اصيل کودک در ايران با خيز بلندی آغاز می شود و پايه ای محکم بر بنای اين سامان می شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:15  توسط دلبر تنها  | 

گزارش اكران در سینماهای تهران

گزارش اكران در سینماهای تهران

فیلم های ایرانی وخارجی در فصل تابستان در حالی روی پرده رفتند که فروش چشمگیر دو اثر مطرح ایرانی یعنی «بید مجنون » و «خیلی دور - خیلی نزدیک » جانی دوباره به سینما بخشید و در کنار اکران فیلمهای دیگری چون جایی برای زندگی ، گیلانه و ... پیروزی دیگری را برای سینمای ملی ایران رقم زد.
فیلم‌های مجردها (اصغر هاشمی)، شاخه گلی برای عروس (قدرت‌الله صلح میرزایی)، جایی برای زندگی (محمد بزرگ‌نیا) و شارلاتان (آرش معیریان) که در فصل بهار در اکران بودند، همچنان در آغاز فصل تابستان بر پرده سینماها جای داشتند.

فیلم «مجردها» در اوایل تیر ماه به کار خود پایان داد و پس از ‌٩١ روز نمایش، توانست ‌٣.650.000.000 ریال بفروشد. در کنار آن فیلم شاخه گلی برای عروس توانست پس از ‌٨٩ روز نمایش به فروش ‌٣.401.572.500 دست پیدا کند.

همچنین فیلم جایی برای زندگی که از بازیگرانی چون عزت‌الله انتظامی، هدیه تهرانی و هانیه توسلی بهره می‌برد، نتوانست فروش قابل توجهی داشته باشد و پس از ‌٤٤ روز نمایش توانست با مبلغ ‌٨٨٠.000.000 ریال به نمایش خود خاتمه بدهد.


در کنارفیلمهای در حال اکران ، شارلاتان در اواخر فصل بهار با در اختیار داشتن ‌٢٥ سالن بر پرده سینماها جای گرفت و موفق شد پس از ‌٧٢ روز نمایش به فروش قابل توجه ‌٤.114.309.000 دست پیدا کند.

بر اساس همین گزارش، دو فیلم دیگر نیز در اوایل تابستان همچنان در اکران سینماها بودند. فیلم زن زیادی ساخته (تهمینه میلانی) و بازنده به کارگردانی قاسم جعفری به ترتیب با در اختیار داشتن ‌١٥ و ‌٨ سالن به نمایش خوددر سینماها ادامه می‌دادند.

فیلم زن زیادی توانست پس از ‌٦٥ روز نمایش به فروش ‌٣.014.500.000 دست پیدا کند و بازنده نیز پس از گذشت ‌٩٣ روز نمایش ‌٢.309.005.000 ریال فروخت.

اولین ساخته سینمایی علی رفیعی هم بر پرده سینما جای گرفت، «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» در تاریخ ‌٢٥ مرداد ماه اکران شد و پس از ‌٦١ روز نمایش، توانست ‌١.380.851.000 ریال بفروشد که برای فیلمی که مخاطب خاص خودش را دارد، این فروش امیدوار کننده بوده است. پس از آن فیلم «رستگاری در ‌٨/٢٠ دقیقه» ساخته سیروس الوند در ‌٢٢ تیر ماه و با در اختیار داشتن ‌١٤ سالن سینما به اکران درآمد و پس ازگذشت ‌٤٢ روز نمایش به فروش ‌١.277.789.500 دست پیدا کرد.

در ادامه اکران فیلم‌های سینمایی، آخرین ساخته رضا میرکریمی جان دوباره‌ای به سینما بخشید. «خیلی دور، خیلی نزدیک» در ‌٦ مرداد ماه فقط با در اختیار داشتن ‌٨ سالن سینما اکران شد و تا تاریخ ‌٢٦ شهریور ماه با فروش ‌١.643.327.000 همچنان برپرده سینماها جای دارد.

فیلم سینمایی «به من نگاه کن» که ساخته شهرام اسدی است، در ‌١٢ مرداد ماه به همراه «سالاد فصل»به کارگردانی فریدون جیرانی به نمایش عمومی گذاشته شد. فیلم «به من نگاه کن» با ‌١٤ روز نمایش خود در سینماها با استقبال خوبی روبرو نشد و با فروش ‌٧٣.549.000 خود در اکران متوقف شد. «سالاد فصل» نیز با بهره‌گیری از هنرمندانی نظیر خسرو شکیبایی، لیلا حاتمی، محمدرضا شریفی‌نیا و مهناز افشار، توانسته است تا تاریخ ‌٢٦ شهریور ماه به فروش ‌١.842.784.500 دست پیدا کند.

در اواسط تابستان، آخرین ساخته مجید مجیدی با در اختیار داشتن ‌١٤ سالن نمایش کار خود را آغاز نمود. سابقه مثبت مجیدی در مقام کارگردان و حضور پرویز پرستویی و رویا تیموریان در این فیلم باعث شده است که بید مجنون پس از ‌٣٩ روز نمایش، همچنان مخاطب خودش را حفظ کند و بتواند تا ‌٢٦ شهریور ماه به فروش قابل قبول ‌٢.619.659.500 دست پیدا کند.

اولین تجربه رامبد جوان در مقام کارگردانی در ‌٢٦ مرداد ماه بر پرده سینماها جای گرفت. اسپاگتی در ‌٨ دقیقه» که سبک جدیدی از طنز را به نمایش می‌گذارد، با ‌١٠ سالن کار خود را آغاز نمود و پس از ‌٣٢ روز نمایش تا ‌٢٦ شهریور ماه به فروش ‌١.712.269.500 دست پیدا کرده است. فصل تابستان در ادامه برنامه اکران فیلم‌های سینمایی خود در دوم شهریور ماه فیلم «نوک برج» ساخته کیومرث پوراحمد را به نمایش گذاشت. «نوک برج» با در اختیار داشتن ‌١٥ سالن و پس از ‌٢٥ روز نمایش توانست مبلغ ‌١.643.673.500 فروش داشته باشد. فیلم «گیلانه» هم که ساخته مشترک رخشان بنی‌اعتماد و محسن عبدالوهابی است، در اواخر تابستان (‌٢٣ شهریور ماه) بر پرده سینماها جای گرفت و با توجه به ‌١٦ سالنی که به خود اختصاص داده است، پس از ‌٤ روز اکران توانسته است ‌١٤١.848.000 بفروشد.

همچنین در آخرین روزهای تابستان فیلم دیگری با نام «پشت پرده مه» ساخته پرویز شیخ طادی به اکران عمومی درآمد. این فیلم در ‌٢٩ شهریور ماه در ‌٥ سالن اکران شد. بر اساس همین گزارش، در فصل تابستان ‌٥ فیلم خارجی نیز به اکران درآمد. این فیلم‌ها که هر کدام یک سالن سینما را در اختیار داشتند، عبارتند بودند از: «هوانورد» که با ‌١٣٢ روز نمایش ‌٣٥٥.477.000 ریال، «پرخور» با ‌١٠ روز نمایش ‌٨.865.000 ، «بیگانه» پس از ‌٥١ روز نمایش ‌٤٠.658.000 ، «کاپیتان اسکای» پس از ‌١٢ روز نمایش ‌٣٠.660.000 و فیلم «روز نهم» که پس از ‌١٦ روز نمایش مبلغ ‌١.185.000 این آمار فروش را بدست آوردند.

با توجه به آمار بدست آمده، پرفروش‌ترین فیلم دوره «شارلاتان» ساخته آرش معیریان بوده است. «به من نگاه کن» با کارگردانی شهرام اسدی که پس از ‌٢ سال به نمایش درآمد کم فروش ترین فیلم این دوره بوده است، «خیلی دور، خیلی نزدیک» ساخته تحسین‌برانگیز رضا میرکریمی بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و داوران بوده و جایزه بهترین فیلم و کارگردانی را در جشن خانه سینما از آن خود کرد. همچنین «بازنده» ساخته قاسم جعفری فیلمی بوده که به دلیل بدهی صاحبان ‌٣ سینما به تهیه کنندگان فیلم بیشترین روز نمایش را در سینماها به خود اختصاص داده است

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:14  توسط دلبر تنها  | 

رسول صدر عاملي ، در مراسم افتتاحيه " ديشب باباتو ديدم آيدا" : تمام مسئوليت فيلم را مي پذيرم

رسول صدر عاملي ، در مراسم افتتاحيه " ديشب باباتو ديدم آيدا" : تمام مسئوليت فيلم را مي پذيرم

مراسم افتتاحيه " ديشب باباتو ديدم آيدا " آخرين قسمت از سه گانه رسول صدر عاملي شب گذشته در سينما قدس با حضور عوامل و جمعي از دست اندركاران سينماي ايران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سينماي ما ، صدر عاملي پس از نمايش فيلم ضمن تشكر از عوامل تهيه اظهار داشت : ابتدا نمي دانستم كه ساختن اين فيلم چقدر سخت است تجربه بسيار مشكلي را در اين فيلم داشتم و " ديشب باباتو ديدم آيدا " بسيار من را خسته كرد.
وي همچنين در بخش ديگري ضمن ابراز ناخرسندي از برخورد هاي بعد از نمايش فيلم در جشنواره گفت : اين فيلم در جشنواره درست ديده نشد بعد از جشنواره و آن برخورد ها ديگر روحيه و توان فكر كردن راجع به فيلم را نداشتم و بايد از سعيد مطلبي تشكر كنم كه كمك فراواني در اين زمينه به من كرد.
وي افزود در مرحله فيلمنامه بسيار اذيت شدم كه البته ممكن است به چشم نيايد ولي در كل فيلم همين است كه ديديم و من مسئوليت آن را مي پذيرم .
سوفي كياني بازبگر نقش آيدا هم در اظهار نظري كوتاه گفت : تمام تلاشم را كردم و اميدوارم آيدا را باور كرده باشيد .
در اين مراسم رسول صدر عاملي ، بهرام بدخشاني ، فريبز لاچيني ، امبر اثباتي ، شاهرخ فروتنيان ، سوفي كياني ، خاطره اسدي از عوامل فيلم حضور داشتند.
كار اجراي مراسم را نيز محمد سلوكي - مجري برنامه هاي تلوزيوني - كه به تازگي براي ايفاي نقش علي سنتوري در فيلم داريوش مهرجويي انتخاب شده برعهده داشت

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:12  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگرا سینما سینماگران ایران به تلویزیون می‌روند

سینماگران ایران به تلویزیون می‌روند

خبرهايي مبني بر ساخت سريال از سوي ابراهيم حاتمي‌كيا، نگارش متن سريال مناسبتي از سوي فريدون جيراني و همكاري صدرعاملي براي ساخت مجموعه‌ا‌ي در شبكه‌ي اول، نشان مي‌دهد كه همكاري جديد يا مجدد سينماگران موفق با تلويزيون از سر گرفته شده است.
هم اكنون كارگرداناني چون كمال تبريزي، داوود ميرباقري، يدالله صمدي، فرج‌الله سلحشور و مسعود جعفري‌جوزاني مدت‌هاست كه با ساخت مجموعه‌هاي تاريخي و عظيم «شهريار»، «مختارنامه»، «شهرآشوب»، «حضرت يوسف(ع)» و «در چشم باد» در تلويزيون فعاليت هنري مي‌كنند. مهدي فخيم‌زاده كه از جمله كارگرداناني است كه از سينما وارد تلويزيون شده و سه مجموعه عظيم « تنهاترين سردار » (1375)، « ولايت عشق » (1378) و « خواب و بيدار » (1380) را براي تلويزيون كارگرداني كرد هم اينك ساخت سريال «حس سوم» را در ژانر پليسي براي شبكه‌ي دو سيما بر عهده دارد.
داود ميرباقري برخلاف فخيم‌زاده از جمله كارگرداناني است كه از تلويزيون به سينما آ‌مده است. عمده آثار او در تلويزيون به مسايل تاريخي و مذهبي مي پردازد او در حوزه‌ي تلويزيون يكي از بهترين و پربيننده‌ترين سريال‌ها را با نام «امام علي (ع)» ساخت و با ساخت مجموعه‌ي عظيم «مختارنامه» به نظر مي‌رسد تا پايان سال 85 ساخت هيچ فيلم يا سريالي را آغاز نكند. ابراهيم حاتمي كيا در سال 79 براي نخستين بار مجموعه تلويزيوني‌«خاك سرخ» را براي شبكه‌ي اول سيما كارگرداني كرد. اين كارگردان سينما و تلويزيون پس ساخت اين سريال كه به مانند ديگر كارهايش به موضوع دفاع مقدس مي پرداخت ، باز هم با ساخت ارتفاع پست (دوازدهمين فيلمش ) به عرصه‌ي سينما بازگشت. ابراهيم حاتمي‌كيا پس از ساخت فيلم‌هاي سينمايي «به رنگ ارغوان» و«به نام پدر»، قصد دارد دومين سريال تلويزيوني خود با نام «حلقه‌ي سبز» را با مضموني اجتماعي كارگرداني كند. اين سريال كه با هدف بررسي و كنكاش در زندگي بشر از زواياي خاصي ساخته مي‌شود، هم اينك در مرحله پيش توليد قرار دارد و پيش بيني شده بود از پاييز كليد بخورد.
احمد اميني كه هم اينك سريال « اولين شب آرامش» را براي شبكه سه سيما كارگرداني مي‌كند از جمله كارگرداناني است كه پس از ساخت دو فيلم سينمايي «سايه هاي هجوم» و «غريبانه» وارد حوزه‌ي تلويزيون شد. اين كارگردان با ساخت سريال «تصوير يك رويا» در سال 1377 نخستين مجموعه تلويزيوني را در پرونده كاري خود ثبت كرد. اميني كه در زمره‌ي كارگرداناني قرار مي‌گيرد كه حضور در عرصه سينما و تلويزيون را تقريبا به طور يكسان رعايت كرده است ، پس از ساخت فيلم سينمايي «اين زن حرف نمي‌زند»، سريال «بيگانه‌اي ميان ما» را با رويكردي جديد به لحاظ موضوعي در صداوسيما به روي آنتن برد.
يدالله صمدي حضور در عرصه‌ي سينما را با ساخت فيلم سينمايي« مردي كه زياد مي‌دانست» (1363) آغاز كرد. وي پس از ساخت آثاري چون «اتوبوس»، «ايستگاه»،«دو نفر و نصفي» و«آواز در باران» (1381) هم اينك فيلم ـ سريال تاريخي «شهر آشوب» را به تهيه كنندگي سيما فيلم كارگرداني مي‌كند.
داريوش فرهنگ كه پس از ساخت سريال پرمخاطب «طلسم شدگان» هم اينك مجموعه تلويزيوني ديگري با عنوان «راه شب» را براي شبكه‌ي سه سيما كارگرداني مي‌كند، با ساخت فيلم «طلسم» (1365 ) وارد عرصه‌ي فيلمسازي شد. وي پس از اين فيلم 6 اثر ديگر را كارگرداني كرد و سپس با ساخت و بازي در سريال پليسي «شليك نهايي» براي نخستين بار گام در عرصه‌ي سريال سازي نهاد.
مسعود جعفري جوزاني كه در سابقه‌ي كاري خود ساخت فيلمهايي چون جاده هاي سرد (1364) شير سنگي (1365) ، در مسير تندباد (1367) ، يك مرد يك خرس (1371) و بلوغ (1378 ) را دارد ، هم اينك با گروه حماسه و دفاع شبكه ي اول سيما همكاري مي‌كند. «در چشم باد» عنوان سريالي تاريخي است كه توسط اين كارگردان در حال ساخته شدن است.
محمد حسين لطيفي كه به حضور همزمان در عرصه‌ي سينما و تلويزيون معتقد است، در طول اين سالها اين موضوع را به اثبات رسانده است. ساخت سريال مناسبتي «فرار بزرگ» پس از كارگرداني فيلم سينمايي«خوابگاه دختران» گواهي بر اين مدعاست. وي كه هم اينك فيلمنامه سريال «خسيس» را در اختيار دارد اعلام كرده است اين سريال را پس از ساخت يك فيلم سينمايي خواهد ساخت.
كمال تبريزي كه با ساخت فيلم «عبور» (1367 ) وارد سينما شد ، تا كنون ساخت يك سريال با عنوان « دوران سركشي را در پرونده‌ي كاري خود ثبت كرده است. به نظر مي‌رسد تبريزي ارتباط خود را با صدا وسيما قطع نكرده است. چرا كه آخرين ساخته ي وي «يك تكه نان» به تهيه كنندگي شبكه دو سيما در بيست و سومين جشنواره ي فيلم فجر شركت كرد و او هم اكنون مشغول ساخت سريال شهريار است.
حسن فتحي و حسن برزيده نيز اين روزها با بخش برون‌مرزي سيما همكاري كرده‌اند و ساخت دو فيلم تلويزيوني ضد صهيونيستي از جمله آثاري است كه از اين شبكه‌هاي جهاني به نمايش درخواهد آمد.
فريدون جيراني نيز اين روزها به تلويزيون نزديك شده و نام او در فهرست كساني كه سريال مناسبتي براي محرم نوشته‌اند ديده مي‌شود. اما رسول صدرعاملي هنوز از نگارش سريالش كه احتمالا با همكاري بهزيستي مي‌سازند خبري نداده است.
و جالب توجه آن كه بهروز افخمي كارگردان سينما قصد دارد مديريت يك شبكه‌ي تلويزيوني خصوصي را در خارج از كشور به عهده بگيرد كه به گفته‌ي خودش شب يلدا با سه ساعت آنتن فعاليتش را آغاز مي‌كند

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:10  توسط دلبر تنها  | 

محمدرضا جعفري جلوه : سينماي انيميشن نقش مهمي در تربيت تماشاگران حرفه‌اي آينده سينما دارد

 محمدرضا جعفري جلوه : سينماي انيميشن نقش مهمي در تربيت تماشاگران حرفه‌اي آينده سينما دارد

سازندگان فيلم سينمايي انيميشن «جمشيد و خورشيد» در ديدار و گفتگو با معاون امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ضمن نمايش بخش‌هايي از اين فيلم آمادگي خود را به منظور توليد طرح‌هاي گسترده سينمايي انيميشن در زمينه موضوعات تاريخي، اساطيري و ادبي ايران اعلام كردند.
به گزارش سينماي ما به نقل از روابط عمومي معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، بهروز و نادر يغماييان سازندگان فيلم سينمايي انيميشن جمشيد و خورشيد كه تجربه توليد اولين فيلم سينمايي انيميشن ايران (خورشيد مصر) را در كارنامه سينمايي خود دارند با معاون امور سينمايي و سمعي و بصري ديدار و گفتگو كردند.
مهندس محمدرضا جعفري جلوه، ضمن تقدير از تلاش همه دست اندركاران عرصه سينماي انيميشن، اين شاخه سينمايي را فرصتي براي تجلي معاني و ذخاير فرهنگي، تاريخي، اسطوره‌اي و تمدني ايران دانست و بر گستردگي موضوعي اين اندوخته‌ها و ميراث گرانبهاي آنها براي قابليت‌هاي سينماي انيميشن براي به تصوير كشيدن خيال انگيز هويت شرقي، ديني و ايراني تاكيد كرد.
معاون امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت ارشاد گفت: پرداختن به دوره‌هاي درخشان تاريخ اديان، اسلام و ايران و استفاده از ادبيات كهن داستاني، قصه‌ها، افسانه‌ها و اساطير ايراني را كه سرشار از مضامين ارزشمند و جذاب معرفتي، علمي، فلسفي و ديني هستند از وظايف سينماي انيميشن است.
جعفري جلوه تصريح كرد: لزوم استفاده از تجربيات بزرگان و پيشكسوتان هنر ايراني براي توسعه فرهنگ و ميراث اصيل ملي در انيميشن‌هاي ايراني مي‌تواند براي مخاطبان جهان قابل توجه باشد.
معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به اينكه سينماي انيميشن پاره‌اي از محدوديت‌هاي بديهي سينماي زنده را ندارد، گفت: سينماي انيميشن با محوريت قرار دادن گروه سني كودكان و نوجوانان به عنوان مخاطب اصلي و استفاده از قابليت‌هاي فراوان خيال انگيز خود مي‌تواند گسترده بسيار مناسبي از تماشاگر را در اختيار داشته باشد و نقش مهمي را در تربيت تماشاگران حرفه‌اي آينده سينماي ايران ايفا مي‌كند.
به گزارش سينماي ما وي همچنين از بي‌توجهي به اين شاخه سينمايي ابراز تاسف كرد و افزود: تاكنون حركت شاخص، مدرن و پيوسته‌اي كه بتواند زمينه ساز رشد و توسعه سينماي انيميشن در كشور باشد از سوي سينماي ايران و نهادهاي مسوول انجام نشده و مشاركت فعال‌تر و همه جانبه دست اندركاران مي‌تواند آينده درخشاني را براي اين شاخه سينمايي رقم زند.
جعفري جلوه سهم سازمان صدا و سيما را در مشاركت و حمايت از سينماي انيميشن بسيار جدي دانست و از توجه ويژه اين سازمان به توليدات انيميشن ايران خبر داد.
جعفري جلوه در پايان به احتمال تاسيس سازمان و يا موسسه سينماي انيميشن با هدف افزايش ظرفيت توليد سالانه فيلم‌هاي سينماي انيميشن و برطرف كردن برخي دغدغه‌ها و مشكلات تهيه و سرمايه گذاري اين شاخه سينمايي اشاره كرد و بر توجه خاص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين زمينه تاكيد كرد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:8  توسط دلبر تنها  | 

هدیه تهرانی بازیگر سینما ایران

Click to view full size image

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:40  توسط دلبر تنها  | 

پایان ماجراهای عاشقانه

آخرین ساخته قاسم جعفری چنگی به دل نمی زند و بزرگترین دلیل این اتفاق هم مسلما خود اوست. مطمئنا اگر چنین سوژه ای دست یک کارگردان برجسته می افتاد می توانست با یک پرداخت قوی و مناسب فیلم را از ورطه انحطاط و سقوط نجات دهد و کاری در خور و شان کلمه « عشق » بسازد.
داستان "مجنون لیلی" درباره عشق و مشخصا روز ولنتاین است. ماجراهایی عاشقانه که در این روز برای عشاق مختلف روی می دهد. بهانه این عاشقانه نیز جعبه ای قدیمی و با ارزش است که دست به دست می چرخد و دوباره به دست صاحب اصلی آن می رسد. این خط داستانی که حضور هر یک از بازیگران مطرح سینما را در حدود 10-15 دقیقه خلاصه می کند جذاب به نظر می رسد و اگر شما در ترکیب بازیگران هم حامد بهداد بااستعداد رو داشته باشید و هم ابوالفضل پورعرب باتجربه و هم گلزار و گودرزی محبوب و پول ساز را دیگر خیال ها از بابت بازی ها راحت می شود. اما مجنون لیلی در سطح باقی می ماند و نه روشنفکرانه و نه عاشقانه به نظر نمی رسد. امتیازهای مثبتش در مقابل معیارهای منفی رنگ می بازد و نتیجه کار چیزی در حد فیلم هندی های سه دهه قبل می شود. (بالیوودی ها امروز دیگر قابل احترام هستند) پرداخت های ضعیف و شخصیت پردازی ناقص "مجنون لیلی" تنها قسمتی از ناکامی های فیلم را تشکیل می دهد. ساختار در هم ریخته و این که حتی کارگردان نمی داند به پیامی که قرار است به مخاطب بدهد ایمان دارد یا نه از دیگر ضعف ها محسوب می شود. نکته ای دیگری که می شود مطرح کرد این است که تماشاچی "مجنون لیلی" سرگردان از اینکه چرا شخصیت های فيلم برای عشقی که اصلا سابقه و شناختی برای بيننده ندارد به آب و آتش می زنند. تماشاگر سرگردان است و از اینکه چرا موضوع عشق چنین بد مطرح شده است در حیرت می ماند. قضیه عشق دو شخصیت ابتدایی داستان (گلزار و شاکردوست) به قدری آبکی و بدون احساس است که حتی موسیقی زیبا و ترانه های شنیدنی هم قادر به ایجاد حس همذات پنداری در مخاطب نمی شوند. در ضمن فيلم به شدت کسالت بار است و به جز اندکی خالی از حس تعلیق و جذابیت است. از سوی دیگر فیلم قصد داشت به نوعی به یک کار اجتماعی هم نزدیک شود و حتی به لایه های عشق در تمام سطوح جامعه بپردازد ولی این قدرت را نداشت که تماشاچی را با خود همراه کند و مجبور به شکست می شود. "مجنون لیلی" شاید اگر در قسمت بازیها هم ضعف می داشت می شد آنرا یکی از بدترین کارها در زمینه ملودرام دانست اما خب بازیها در حد این فيلم خوب از آب درآمده است. حامد بهداد ستاره بی چون و چرای فيلم و نقطه قوت آن است. محمدرضا گلزار هنوز در کلیشه شخصیت یوسف «آتش بس» دست و پا می زند و فراتر از آن نیست. (هرچند انصافا بد هم بازی نمی کند) و بازی حمید گودرزی و نیما شاهرخ شاهی هم در همان دقایق اندک قابل قبول است. اما بی شک مقصر اصلی شخص قاسم جعفری است. زیرا زاویه و دید او به عشق تا این حد نازل به تصویر کشیده شده است. مطمئنا اگر چنین سوژه ای دست یک کارگردان برجسته می افتاد می توانست با یک پرداخت قوی و مناسب فیلم را از ورطه انحطاط و سقوط نجات دهد و کاری در خور و شان کلمه عشق بسازد. نمونه این کارگردان ها هم کم نیستند و نمونه خیلی بارز و مشخص آن هم حسن فتحی است که حضور عشق در تمامی سریال هایش به شدت گرمابخش است و مخاطب کاملا آنرا حس می کند. (اگر کسی به این موضوع شک دارد یک بار دیگر "مدار صفر درجه" را به تماشا بنشیند) یا نمونه سینمایی تر آن داریوش مهرجویی با کارهایی چون "هامون" و "لیلا" که عشق را در دل مخاطب احیا می کند. به هرحال فروش "مجنون لیلی" را باید چیزی ورای موضوع مورد بحثش جستجو کرد. باید آنرا در دل نام های روی پرده که مشخصا محمدرضا گلزار در آن جای دارد دید. فیلم به غیر از دو سه سکانس قابل توجه چیزی دیگری ندارد و دیدنش چیزی نه به کسانی که حرفه ای فیلم را دنبال می کنند و نه به کسانی که طرفدار بازیگر خاصی هستند و نه حتی افرادی که برای سرگرمی فیلم می بینند، اضافه نمی کند و تنها نکته ای که هم که می شود که درباره قاسم جعفری و سابقه خوب تلویزیونی اش اشاره کرد این است که:

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
که این ره که می روی به ترکستان است

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:37  توسط دلبر تنها  | 

پارادوکس میان خانواده ها

باران كوثري در نمايي از فيلم "دايره زنگي" ساخته پريسا بخت آور
 

باران كوثري در نمايي از فيلم

“دایره زنگی” که در زمره فیلم‏های اجتماعی - طنز قرار می‏گیرد پیرامون مسائل و مشکلات چندین خانواده که در یک آپارتمان در شمال شهر زندگی می‏کنند شکل می‏گیرد. عمده این مشکلات، پیرامون برخوردهای مختلف خانواده‏های ساکن در آپارتمان بر سر وسیله‏ای سرگرم کننده یا شاید مخرب به نام « ماهواره » صورت می‏پذیرد. نام این فیلم بسیار هوشمندانه انتخاب شده و با مضمون فیلم تطابق کامل دارد و در لحظه‏ای که تماشاگر رابطه میان نام و مضمون فیلم را درک می‏کند، در همان دقایق ابتدایی فیلم اعتمادی نسبی در وی پدید می‏آورد.
از نقاط قوت این فیلم می‏توان به بهره‏گیری از بازیگران حرفه‏ای سینمای ایران از جمله باران کوثری، امین حیایی، محمدرضا شریفی‏نیا و در پایان مهران مدیری اشاره کرد که با ایفای نقش در "دایره زنگی" قدرت و استعداد ذاتی خود در بازیگری را به رخ همگان کشیدند. سبک بازی مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا در این فیلم به عنوان دو همسایه که ارتباط خانوادگی نزدیکی با یکدیگر دارند در بخش‏های مختلف برای تماشاگر لذت بخش است که از جمله آنها می‏توان به همراهی این دو بازیگر در هنگام پخش فیلم کوتاهی که خسرو (نیما شاهرخ‏شاهی) ساخته بود اشاره کرد. اینجاست که باید به نویسنده و کارگردان این فیلم تبریک گفت که این چنین سلیقه تماشاگران خود را می‏شناسند که به خلق چنین قسمت‏هایی در این فیلم پرداخته اند. "دایره زنگی" فیلمی نیست که با لودگی و با توسل به هر عاملی، زمینه خنده تماشاگر را فراهم کند. بلکه با طنزی نو که در گذشته سینمای ایران کمتر به چشم می‏خورد و با استفاده از روابط اجتماعی و گروه گرایانه افراد ساکن در یک آپارتمان به خلق صحنه‏های خنده‏داری می‏پردازد که مطابق میل تماشاگران است. باران کوثری (شیرین) در این فیلم باز هم نشان داد که پتانسیل تبدیل شدن به یک سوپر استار در سینمای ایران را دارد و می‏تواند به خوبی به عنوان یک بازیگر اصلی یا مکمل ایفای نقش کند. از نکته‏های تحسین برانگیز "دایره زنگی" تحلیل استفاده از ماهواره در خانواده‏های مختلف است و دلایل هر خانواده را برای پذیرش یا عدم پذیرش آن مطرح می‏کند. همین عامل است که بعد اجتماعی این فیلم سینمایی را جان می‏بخشد و تعامل میان بازیگران حول محور استفاده از ماهواره و نصب دایره زنگی (دیش) را مهیج می‏سازد. در قسمت‏هایی از فیلم، ماهواره در خانواده مهران مدیری به عنوان یک ارزش محسوب می‏شود و عاملی است که سبب می شود پدر مهران مدیری (سرهنگ) در خانه بماند و به تماشای شبکه‏های سیاسی ماهواره بپردازد. اما در طرفی دیگر امین حیایی و همسرش چهره‏ای منفور را از ماهواره در ذهن فرزند خود می‏پرورانند که در ادامه حول داستان‏هایی که شکل می گیرد همسر امین حیایی مجبور می شود تا یک دستگاه رسیور را برای مراسم پاتختی به عنوان کادو به عروس هدیه کند. این چنین است که در نظر فرزند خانواده یک پارادوکس شکل می‏گیرد و با بیان یکسری مسائل توسط آن دختربچه صحنه‏های طنز جذابی خلق می گردد. چنین پارادوکس‏هایی نیز در دیگر قسمت‏های فیلم از جمله نگاهی سطحی به مسئله زن‏های خراب باز هم تکرار می‏شود تا علاوه بر خنده حاصل از تناقض‏های میان تفکر کودکان و بزرگسالان، به معضل‏های اجتماعی فراوان در جامعه نیز پرداخته شود.
نقش سرهنگ نماد انسان‏هایی است که امروزه در اطراف ما زیاد به چشم می‏خورند. کسانی که برای قضاوت در رابطه با مسائل روز از تجارب و خاطرات نخ‏نمای خود کمک می‏گیرند و به هیچ وجه نمی‏خواهند شرایط حال را بپذیرند و به خود اجازه می‏دهند که مسائل سیاسی در ایران و کشورهای همسایه را بی هیچ دانشی تحلیل کنند و درصدد ایجاد جنبش‏های مخرب برآیند. (که نمونه‏هایی از آن را می‏توانیم در آن ساختمان نیمه کاره و حضور سرهنگ در میان آن افراد ببینیم که چگونه برای سیاست خط و نشان می‏کشیدند!) ترسیم چنین پدری که فرزندی همچون مهران مدیری دارد می تواند تفاوت میان نسل‏های مختلف را به خوبی نمایان کند.
در ابتدای فیلم نمایش قسمتی خاص از فیلم "پدرخوانده" در تلویزیون خانه عبدالله زاده بسیار هوشمندانه رقم خورده است. در آن صحنه از فیلم "پدرخوانده"، Sonny پسر Godfather به خانه خواهر خود می رود و هنگامی که مشاهده می کند که او از شوهر خود کتک خورده است بسیار عصبانی می شود. در پایان فیلم نیز همین خانواده عبدالله زاده است که نگران از رفتار و کنش های لیلا (ملیکا شریفی‏نیا) عکس العمل نشان می دهد و پدر خانواده برای یافتن و تنبیه دختر خود پا به محل تفریح وی (کوه) می‏گذارد. با مقایسه این دو روایت در کنار یکدیگر محوریت دختر خانواده در هر دو داستان را در می‏یابیم که بسیار نکته بیننانه در فضای فیلم گنجانده شده است.
سفر آنتالیا که بحث آن در طول فیلم، بوسیله مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا بارها و بارها مطرح می‏گردد یکی دیگر از مشکلات اجتماعی جامعه ما را مطرح می‏کند. خانم پریسا بخت‏آور در مقام کارگردان "دایره زنگی" این معضل را به خوبی نمایش می‏دهد و دروغ سفر آنتالیا که در ادامه تبدیل به یک سفر داخلی می‏گردد را در قالب طنزی دردآور مطرح می کند. مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا در طول فیلم به گونه ای از سفر آنتالیای خود صحبت می کنند که انگار، خودشان نیز باورشان شده است که یک سفر خارج از کشور در پیش دارند و این در حالی صورت می‏گیرد که در جامعه ما نیز چنین چیزهایی رواج پیدا کرده است. "دایره زنگی" در تمامی صحنه‏های فیلم ریتم و آهنگ طنز و زمینه اجتماعی خود را حفظ می‏کند و در هیچ مقطعی تبدیل به یک نمایش کسل کننده برای تماشاگر نمی‏شود. البته نگارنده، انکار نمی‏کند که در مقاطعی از "دایره زنگی" نقصان‏هایی نیز وجود دارد اما در یک دید کلی نسبت به این فیلم می‏توان انسجام کار نویسندگی و کارگردانی را در کنار یکدیگر دریافت.
در پایان به نظر می‏رسد که خانم پریسا بخت‏آور در اولین تجربه کارگردانی سینمایی‏اش توانسته است نظر بسیاری از تماشاگران را به کار خود جلب کند و نوید فیلم‏هایی غنی‏تر را در آینده سینمای ایران دهد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:36  توسط دلبر تنها  | 

ستایش مینیمال بی چرایی

هنگامه قاضياني در نمايي از فيلم "به همين سادگي" ساخته رضا ميركريمي
 

هنگامه قاضياني در نمايي از فيلم

"به همین سادگی " نمونه ای از همان نگاهی است که هنر مدرن به واسطه ی آن به تشکیک معیارهای بنیادی هنر پیش از خود پرداخت و از رهگذر آن به تغییر در سنت های روایی و زیبایی شناسانه یی پرداخت که شاید از زمان گیل گمش سومریان یگانه راه بیان هنری بود. اینکه هنر به خرج داستان گویی، در بطن تاریخ پیشامدرن نهادینه شده بود شاید نخستین مقاومت جدی برابر تغییرات روایی هنر مدرن بود. اینکه با عدول از منحنی ارسطویی هم می توان بیان هنری داشت چالشی عظیم در باورهای مخاطبین هنر در شکل عام حتا تا امروز بوده است. میرکریمی که تا پیش از "به همین سادگی" در فکر احیای این چالش نبود در فیلم اخیرش دست به جسارتی هنری می زند تا به جنبه های نوین تری از زیبایی شناسی دست یابد. "به همین سادگی " با طفره رفتن آگاهانه از پرداخت روایت داستانی کلاسیک و با دست مایه قراردادن همان چیزی که روزگاری منتقدان ِ مینیمالیسم آن را "رئالیسم کثیف"! یا "داستان های پپسی کولایی"! می خواندند قصد فرا رفتن از الگوهای تکرار شونده ی سینمای بیمار امروز ما را دارد. سینمایی که امروز در مبتذل ترین شکل ِبی قیدی به هنر به سر می برد. می توان فیلم میرکریمی را در زمره ی آثار محافظه کارانه ی مینیمال قرار داد که هنوز سعی در حفظ ارزشهای دراماتیکی می کند. اگر یک برش ساده از زندگی بدون هیچ علیت دراماتیکی که در ساده ترین شکل ممکن با گریز از هرگونه پیچیدگی فلسفی، سیاسی و بینشی تنها روایتگر است، را شکلی رادیکال از هنر مینیمال تصور کرد، "به همین سادگی" بی گمان شکلی محافظه کارانه تر است که در لابه لای خود به نگاهی منتقدانه در حوزه ی اجتماع هم دل بسته است. نگاهی که متاسفانه امروز در سینمای ما به شکلی ژست گونه بدون ژرف نگری مطرح می شود. مطرح کردن ضمنی معضلات اجتماعی برای زن خانه دار که به طرد شدگی اش از اجتماع منجر می شود که برای نمونه در صحنه ای از فیلم پسربچه غیر مستقیم این باور اجتماعی را که زن (خانه دار) برابر با آشپز است را مطرح می کند، دلیل قانع کننده ای برای طبقه بندی فیلم در سینمای اجتماعی نیست حتا اگر فیلمساز گوشه چشمی هم به آن داشته باشد. و فیلم به هیچ وجه در زمره ی آثار فمینیستی هم قرار نمی گیرد (با تعجب در جایی خواندم یک فیلم فمینیستی !!!!) چرا که فیلمسازش هدف بزرگتری یعنی نمایش صرف دارد. یکی از مصداق هایی که تاکید می کند الگوهای دراماتیکی در وهله ی دوم اهمیت قرار دارند، رقابت حسادت گونه ی زن با منشی شرکت شوهرش است که فیلم هیچ اصراری در بسط این بدبینی و رصد کردن آن را ندارد و فقط کافیست که بشقاب ها هنگام شنیدن کلمه ی "ماوس" از دست زن بیافتند. این ولع سیری ناپذیر فیلم برای نمایش بدون دغدغه ی روایتگری منجر به حذف آگاهانه ی راوی از فیلم می شود. چیزی که سالها پیش همینگوی آنرا مشخصه ی داستان مینیمال می دانست.
میرکریمی در دو فیلم قبلی اش علاقه اش به دغدغه های فلسفی در شکل ایمان مذهبی را نشان داده بود در "به همین سادگی" آن را کنار گذاشته است تا دغدغه ی جدید خودش را طرح کند. قهرمان میرکریمی تنهاست! و تمام شلوغی های پیرامونش آزادی های ذهنی اش را از او می گیرند. در صحنه ای طلایی از فیلم، زن درحال نوشتن شعرش است ولی همزمان مجبور است کارهای آشپزخانه را هم بکند و قراردهی این دو کنار هم به طنزی گزنده تبدیل می شود که تاکید دارد شخصیت زن فیلم مال ِ خودش نیست و این روزمرگی زندگی او را هر لحظه از خودش می گیرد. و همین ایده هاست که فیلم میرکریمی را در زمره ی سینمای محافظه کارتر مینیمال قرار می دهد تا از طرفی فیلمساز به نمایش رئالیسم روزمره از جایگاهی هنری بپردازد و هم مجال بیان دغدغه های اش را هم بدهد این بازنمایی رئال که دوربین روی دست به شدت به کمک عینی گرایی آن آمده است فرصت می دهد تا ورای پیچیدگی های مضمونی، روایی، زمانی و مکانی به همین سادگی باشد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:33  توسط دلبر تنها  | 

میخواهم زنده بمانم 3 !

فیلمی برای کسانی که دیگر از نقش های تکراری یک عاشق دلشکسته که عشقش را از دست داده است (آن هم فقط با بازی محمدرضا فروتن!) خسته شده اند. یک فیلمفارسی امروزی. با یک هیجان کاذب اما قابل قبول تا دقیقه آخر فیلم.
فضای فیلم یک فضای شهری جذاب است و این از نقاط قوت فیلم است؛ دقیقا برخلاف فیلمهایی چون "به آهستگی"، "خیلی دور خیلی نزدیک" و ... که به دلیل داشتن فضایی کسل کننده و بی روح مورد پسند قشر عظیمی از جامعه واقع نشدند. در سینمایی که کارگردانان و نویسندگان نشان دادن تمامی جزئیات را به مخاطب نوعی بی احترامی به شعور مخاطب تلقی میکنند (!) و در سینمایی که مخاطب آنچه را که میبیند برایش مهمتر است از آنچه را که میشنود؛ فیلم "محاکمه" ایرج قادری حرف های زیادی برای گفتن دارد. سازندگان فیلم سعی کرده اند که جزئیات کمتری از چشم مخاطب پنهان بماند.
نام ایرج قادری آن قدر بزرگ هست که هر کسی از گروه سنی میانسال و میانسال به بالا را برای تماشای فیلمی که چه او ساخته باشد و چه او به عنوان بازیگر در فیلم شرکت داشته باشد ترغیب کند اما ایرج قادری در چند سال گذشته با ساختن فیلمهایی چون "سام و نرگس" و حتی "آکواریوم" در دل نسل جوان هم نشست و اکنون ایرج قادری بیش از پیش در بین نسل سوم شناخته تر و محبوب تر شده است. حال با این پیش زمینه ذهنی از ایرج قادری (که برخلاف دیگر کارگردانان امروزی که شاید فقط اعضای سینمایی تر خانواده آنها را میشناسند؛ او را همه اعضای خانواده میشناسد) به تماشای فیلم "محاکمه" مینشینیم.
فیلم شروع میشود. لوکیشن آغازین دادگاه محاکمه جوانی افغانی است، قهرمان اصلی داستان (حمید پرتویی) گوینده نخستین دیالوگ فیلم است؛ با کمی زیرکی دیگر میتوان کلیات فیلم را حدس زد! خود را آماده تماشای بی باکی ها و احتمالا خون از دست دادن ایرج قادری میکنیم! فیلم نامه دارای استخوان بندی مستحکمی است ولی بدون شک نواقصی دارد اما این نواقص و کاستی ها زیر سایه یک کارگردانی قابل قبول کم رنگ و کمرنگ تر میشود و این جاست که به یاد فیلمایی چون "رستگاری در هشت و بیست دقیقه" یا "صحنه جرم ورود ممنوع" می افتیم که با وجود داشتن داستانی جذاب و امروزی زیر سایه یک کارگردانی ضعیف؛ فیلمنامه نابود شده است! و اکنون فقط میتوانیم حسرت آن فیلمنامه ها را بخوریم. اما برگردیم به فیلم "محاکمه" ...
آنهایی که فیلم را دیده اند میگویند که فیلم فقط یک "سوپرمن" یا "اسپایدرمن" کم داشت! شاید حق با آنها باشد. واقعیت انکار ناپذیر فیلم وجود یک قهرمان (آن هم از نوع غیرپلیسی) در فیلم است که کمی به فیلم وجهه غیر طبیعی بخشیده است و همین مسئله باعث میشود که در ذهن مخاطب سوالی با این مضمون که "پس پلیس در این مملکت چه کاره است ؟!" نقش ببندد اما سازندگان فیلم این سوال مخاطب را نیز پیش بینی کرده اند و در سکانس پایانی توسط خود نیروی پلیس به سوال پاسخ داده میشود (در جایی که محمدرضا شریفی نیا در نقش پلیس نیز از قهرمان بازی آقای وکیل به ستوه امده است). موسیقی فیلم از نقاط قوت کار است و دائما در طول جریان فیلم موسیقی نیز همراه با فیلم جریان دارد و گاه همین موسیقی ها باعث احساسی تر شدن فضا می شوند و گاه نیز نوستالژی خاصی را به مخاطب القا میکنند. فیلمبرداری فیلم با توجه به داستان فیلم میتوانست بهتر باشد و باعث ایجاد هیجان بیشتری در فیلم شود اما با توجه به سن و سال و حوصله کارگردان نمیتوان انتظار بیشتری از فیلمبرداری داشت.
اما بازیگران فیلم ... مهناز افشار، افسانه بایگان، ثریا قاسمی، محمدرضا شریفی نیا و گوهر خیراندیش در کنار ایرج قادری تیمی از بهترین بازیگران سینمای ایران را تشکیل میدهند و خواه یا ناخواه باعث افزایش میزان انتظارات مخاطب می شوند. در این میان نباید از بازی زیبای افسانه پاکرو نیز به سادگی گذشت. اگر پوران درخشنده با فیلم "رویای خیس" افسانه پاکرو را به سینما معرفی کرد ایرج قادری با "محاکمه" افسانه پاکرو را به اوج رساند؛ همانند به اوج رساندن محمدرضا گلزار و این است هنر ایرج قادری در ستاره ساختن. در روزگاری که بازی بازیگرانی چون پگاه آهنگرانی، نیوشا ضیغمی و یا حتی بزرگانی چون شقایق فراهانی و ... چنگی به دل نمیزند؛ افسانه پاکرو میرود که ستاره آینده سینمای ایران باشد. او که در فیلم نخست خود (رویای خیس) شانس بازی در مقابل بزرگان را نداشت در فیلم "محاکمه" (که نقشی کاملا شبیه نقشش در رویای خیس بود) در مقابل کلکسیونی از بزرگان سینما بازی خود را ارائه کرد و این خود برای او موفقیت بزرگی است.
در کل بازیگری کار نمره قابل قبولی دارد اما در پاره ای از موارد نوعی کم حوصلگی و شاید عجله در نزد گروه دیده میشود که نتیجه آن گهگاه بازی ضعیف تر بازیگران بود (به عنوان مثال نحوه برخورد فرهاد با حسام در مهمانی و یا حتی از دست دادن تعادل و به زمین خوردن وکیل در منزلش). اما از نکات جالب فیلم بازی محمرضا شریفی نیا در نقشی متفاوت بود به طوری که او این بار نه در نقش مرد دوزنه بود و در نقش باز هم مرد دو زنه!! اما با همان قیافه همیشگی. او اینبار هم با همان چهره آشنای قدیمی جلوی دوربین رفت تا نشان دهد به این راحتی ها حاضر نیست از ریش پروفسوری خود بگذرد!
نکته جالب دیگر فیلم برگزیدن شغل پزشکی برای نقش همسر وکیل با بازی افسانه بایگان و رد بدل شدن دیالوگهایی به یاد ماندنی بین افسانه بایگان به عنوان طبیب و ناجی جان مردم و ایرج قادری به عنوان وکیل و دادستان بود.
به عنوان سخن آخر، اگر "سام و نرگس " را بتوان "میخواهم زنده بمانم 2" نامید، محاکمه را باید "سام و نرگس 2" و "میخواهم زنده بمانم 3" بنامیم اما بدیهی است که با فضایی متفاوت تر و امروزی تر.
اما سوالی که پس از تماشای فیلم "محاکمه" در ذهن دوستاران سینما نقش میبندد این است که ایرج قادری تا کی در فیلم هایش انسانی را از پای چوبه دار نجات خواهد داد و آیا "میخواهم زنده بمانم 4" با نامی دیگر ساخته ایرج قادری در راه است یا خیر؟! و اگر پاسخ این سوال مثبت باشد شاید این بار خود ایرج قادری باشد که در اذهان اهالی سینما محاکمه شود! این سوال را گذشت زمان پاسخ خواهد داد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:31  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما باران کوثری

از زمانی که ابوالفضل پورعرب دسته گل بدست توی کوچه جلوی دختربچه ای زانو زد و سراغ خواهرش را از او گرفت، هفده سال می گذرد. هفده سال است که رخشان بنی اعتماد « نرگس » را ساخته و هفده سال است که باران کوثری بازیگری در سینما را آغاز کرده است. تعجبی ندارد که در سن بیست و یک سالگی در « خون بازی » چنان بازی کند که همه و همه به اتفاق او را بهترین بازیگر سال 1386 معرفی کنند.
باران کوثری در « خون بازی » همانی است که باید باشد. شاید دیگر هیچگاه فرصتی اینچنین به سراغش نیاید. او از « فرصت »، بهترین استفاده را کرده است. سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر و تندیس زرین جشن خانه سینما نوش جانش.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:20  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما گلشیفته فراهانی

هر کس جای محمود شایان بود عاشق « میم » می شد. هنوز هم که هنوزه وقتی « درخت گلابی » را می بینم، حس نوستالژی بدجوری به سراغم می آید. گلشیفته در « درخت گلابی » همان است که خیلیها را درگیر خاطرات دوران کودکی می کند. دختر شانزده ساله بازیگوش، سرتق و بلندپرواز « درخت گلابی » وقتی بزرگ و خانم شد بار دیگر با « بوتیک » و « اشک سرما » « بازیگری » را نشانمان داد و با « میم مثل مادر » به اوجی رسید که آرزوی هر بازیگری است.
حضور گلشیفته در « سنتوری » بسیار مغتنم است. همان « حس و حال »ی که صبحتش شد را بشدت بر می انگیزد. درست است که جاهایی ناتوان است و بازیش توی ذوق می‏زند، اما هانیه ی « سنتوری » همانی است که باید باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:17  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما رضا عطاران

او چه آن زمان که با « ساعت خوش » ی ها بود، چه آن زمان که بخش های نمایشی « قطار ابدی » را کارگردانی می کرد، چه آن زمان که سه مجموعه پرطرفدار « خانه بدوش » ، « متهم گریخت » و « ترش و شیرین » را ساخت و چه زمانی که در سینما با هنرنمایی اش در « هوو » و « توفیق اجباری » لبخندی از ته دل بر لبانمان نشاند، محبوب بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:13  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما اکبر عبدی

اکبر عبدی همانقدر که در « اخراجی ها » و « گوشواره » بد و نچسب و غیرقابل تحمل است و همانقدر که در « قاعده بازی » حضوری خنثی دارد، همانقدر در « کلاغ پر » دوست داشتنی و قابل احترام است. اگر گریم بدش در « کلاغ پر » نبود، نقش آفرینی اش می توانست یکی از بهترین های سال های اخیر باشد.
بازگشت اکبر عبدی پس از سکوتی طولانی دوران طلایی اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد را بار دیگر برایمان زنده کرد. اما هنوز کمی با دوران طلایی فاصله دارد. اگر در انتخاب فیلم ها و نقش ها دقت کند، اکبر عبدی، هنوز « اکبر عبدی » است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:12  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما خسرو شکیبایی

شکیبایی بازیگر قدرتمندی است. این را نوزده سال پیش با « حمید هامون » به ما ثابت کرد. نیازی به تعریف و تمجید نیست. اما ...
باید گفت. باید گفت که خسرو شکیبایی در « اتوبوس شب » همانی است که یک بازیگر درجه یک به عنوان « آس » همیشه در جیبش برای رو کردن دارد. و شکیبایی دو سال قبل با « حکم » نمایش خیره کننده ای (البته در نیمه اول فیلم) داشت و امسال با « اتوبوس شب » غافلگیرمان کرد. او در « رئیس » هم معرکه است. با وجود دو بازی خیره کننده در « اتوبوس شب » و « رئیس » دیگر فرصتی برای تجلیل از بازی اش در « دست های خالی » نمی ماند.
می توان لیست بلندبالایی از نقش آفرینی های ماندگار خسرو شکیبای در فیلم های مختلف تهیه کرد. چه آنهایی که قدر دیدند و چه آنهایی که قدر ندیدند. مثل بازی اش در « سارا ». شکیبایی شخصیت « گشتاسب » را آنقدر خوب بازی کرد که در اغلب اوقات، حس تنفر آدم را بر می انگیزد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:10  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما مریلا زارعی

اخلاق خوبی ندارد. هیچگاه وقتی او را جدا از شخصیت هایی که روی پرده بازی کرده، دیده ام، خاطره خوبی از او برایم ثبت نشده است. بماند که روزی روزگاری دعوای جانانه ای هم با هم کردیم که تهمینه میلانی سوایمان کرد. اینها همه بماند. مریلا زارعی بازیگر بسیار خوبی است. آن زمان که همراه با نصرالله رادش در مجموعه تلویزیونی « هوای تازه » (محمد رحمانیان) ایفای نقش می کرد، شاید نمی شد موفقیت فعلی او را به راحتی پیش بینی کرد. اما همه چیز از « دو زن » شروع شد در « واکنش پنجم » بهتر و بهتر شد تا در « سربازهای جمعه » به اوج رسید. سیمرغ بلورین و تندیس خانه سینما نشانه های تایید همه جانبه از بازی او بود. زارعی در سال 1386 « دست های خالی » را با بازی بسیار قدرتمندش روی پرده داشت که یادمان نمی رود در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر برای کاندید نشدنش و اینکه باران کوثری حقش را با دو نامزدی (روز سوم و خون بازی) خورده است چه جنجالی کرد.
نکته: روزی روزگاری الهام چرخنده با « شب یلدا » به سینما معرفی شد اما یک سال نشد که از صحنه سینما در سکوت حذف شد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:8  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما بهرام رادان

هر بازیگری در طول دوران سینمایی خود، شاید به تعداد انگشتان یک دست فرصت های عالی به تورش می خورد که اگر از آن به نحو احسن استفاده کند، نتایج بسیار خوبی برایش به بار خواهد آمد.
بهرام رادان این فرصت را در « سنتوری » به دست آورد و از آن به خوبی استفاده کرد. درست است که بازیش در معدود سکانسهایی، عجولانه و ناپخته است. اما رادان در « سنتوری » کاری کرد کارستان. تا حدی که از « سنتوری » به بعد بازیش در « 4 انگشتی » و حتی « کنعان » حتی یک درصد هم انتظارات به وجود آمده را برآورده نکرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:7  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما امین حیایی

جوان خوش قد و بالا و خوش چهره ای که پانزده سال پیش سوار بر موتور کیف حاوی پول را از ابوالفضل پورعرب ربود، شاید باور نمی کرد که یک روزی محبوب خاص و عام شود و از یک طرف پولسازترین چهره سال و از طرفی دیگر برنده سیمرغ بلورین. با این تفاسیر همچنان یکی از قدرنادیده ترین بازیگران جوان سینمای ایران است.
امسال او سه فیلم بر پرده سینماها داشت: اخراجی ها، مهمان و سنگ کاغذ قیچی. اگر بگوییم بخشی از فروش « اخراجی » مدیون نقش آفرینی هنرمندانه امین حیایی است و حجم بالای فروش « مهمان » هم همینطور، بیراه نگفته ایم. در « سنگ کاغذ قیچی » هم یکی از جدی ترین حضورش را بر پرده سینماها به خوبی هر چه تمامتر ایفا کرد.
او در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر هم برای بازی همیشگی اش در فیلم « شب » سیمرغ بلورین بهترین بازیگر را از آن خود کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:6  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما پارسا پیروزفر

بازیگر نقش سالک در فیلم « پری » داریوش مهرجویی را یادتان می آید؟ کسی که دو سال بعد با « در پناه تو » و « ضیافت » چهره شد و چشمهایش چشم خیلی ها را گرفت. بازیگر بااستعدادی که می توانست جایگاهی بهتر از چیزی که الان دارد، داشته باشد. آن جوان معتاد « مهمان مامان »، آن جوان شارلاتان همه فن حریف « نقاب ». پارسا با بازی در « نقاب » بار دیگر نامش سر زبانها افتاد. اما کسی نمی داند که چند سالی است وقت و عمرش را صرف بازی در مجموعه تلویزیونی « در چشم باد » کرده است و به همان اندازه از سینما دور شده است.
پارسا در سه فیلم از مسعود کیمیایی بازی کرد و چه خوب بازی کرد: ضیافت، مرسدس، اعتراض. او اگر به درستی و به جا انتخاب کند، به جایگاهی که استحقاقش را دارد در سینمای ایران خواهد رسید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:4  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما حامد بهداد

از همان اولین حضورش بر پرده نقره ای با فیلم « آخر بازی » در جشنواره نوزدهم فیلم فجر که کاندید سیمرغ بلورین هم شد، چشم ها را خیره کرد. با فیلم های « بوتیک » ، « این زن حرف نمی زند » ، « کافه ستاره » ، « آدم » ، « حس پنهان » ، « یک مشت پر عقاب » (شد چند تا؟؟) ثابت کرد که استعداد عجیب و غریبی در ایفای نقش های متفاوت دارد. طوریکه بازی معرکه اش در « روز سوم » به یک سیمرغ بلورین و یا تندیس زرین می ارزید که متاسفانه هر دو جایزه از او دریغ شد. نزدیک به 8 سال است که حامد بهداد هیچ جایزه ای از هیچ جشنواره ای نگرفته است.
بار دیگر بازی او در « روز سوم » را ببینید. حامد بهداد چیز دیگری است.
راستی پس از « آخر بازی » هیچ گاه بهداد را در آن گریم و با آن ریش و سبیل ندیدیم !!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:3  توسط دلبر تنها  | 

عکس بازیگران سینما پخش مستند بزرگترین حادثه هوایی کانادا

پخش مستند بزرگترین حادثه هوایی کانادا

مستندی درباره سقوط یك هواپیمای خطوط هوایی هندوستان كه یكی از دو فیلم افتتاحیه جشنواره هات داكس بود، در ماه ژوئن از شبكه سی‌بی‌سی كانادا پخش می‌شود.

به گزارش سرویس هنر آفتاب و به نقل از«پایگاه خبری فیلم كوتاه» فیلم پرواز 182 هواپیمایی هند به کارگردانی استورلا گانارسون حادثه‌ای تروریستی را به تصویر كشیده كه در سال 1985 به مرگ 329 نفر منتهی شد.

در این مستند علاوه بر ارائه مداركی كه در سازمان‌های امنیتی و نظام قضایی كانادا موجود بود، مصاحبه‌هایی با خانواده‌های قربانیان نیز وجود دارد.

شبكه سی‌بی‌سی قرار است این مستند را روز 22 ژوئن در سالروز این حادثه روی آنتن بفرستد.
 
پرواز 182 هواپیمایی هند در جشنواره هات داكس با استقبال منتقدان مواجه شد و آنها از فیلم به عنوان مهم‌ترین مستند سال‌های اخیر كانادا یاد كردند.

گانارسون معتقد است كه حادثه سال 1985 برای مردم كانادا مانند حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر برای مردم آمریكا است.

او می‌گوید در مستند خود سعی كرده لحظاتی از این ماجرات را از زاویه دید افراد مختلف به نمایش بگذارد.

ساخت این مستند حدود یك سال طول كشیده و خانواده 30 قربانی حادثه درباره احساسات و تجربه خود از این ماجرا صحبت كرده‌اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:15  توسط دلبر تنها  | 

نگاهي به كارنامه محمد حسين لطيفي به بهانه ي اكران «توفيق اجباري

تعريف ها براي خوب بودن متفاوت است . گفتن اين مطلب كه چه فيلمسازي موفق است كمي سخت و شايد نسبي باشد. تعريفش را مي شود اينطور گفت كه فيلمسازي كه بتواند مخاطب را به سينما بكشاند فيلمش را ببيند و راضي از سينما بيرون برود ، كارش را كرده. البته باز هم مي گويم نسبي است. فيلمهاي خوب و فيلمسازان خوش ذوقي هستند كه كارهاي خوبي مي كنند اما ديده نمي شود. كه شايد كمي اقبال در اين امر موثر باشد. محمد حسين لطيفي فيلمساز خوبي است. اين را به گواه همان اولين تجربه ي كارگرداني اش ، سرعت مي گويم. از كليشه ها خوب استفاده مي كند. كارهاي سفارشي خوبي مي سازد و در نهايت چون بلد است از كليشه هايش به موقع استفاده كند و هم سفارشهايي همچون «سرعت » « روزسوم » « صاحبدلان » و « وفا» خوب مي سازد ؛ توجهش به دو سوي يك سكه است. يعني هم مخاطب عام و هم مشكل پسندان.
موسس اولين انستيتوي چهره پردازي در ايران ( بعد از انقلاب) ، بعد از نگارش فيلمنامه نا بخشوده براي ايرج قادري كم كم طوري وارد سينما شد كه اولين سريالش خبرنگار خارجي نصفه و نيمه باقي ماند و در چند پروژه به همان حرفه اصلي اش يعني چهره پردازي و طراحي صحنه روي آورد. تا سرعت.
سرعت فيلمي سفارشي و در نوع خودش بديع است. فيلمي كه قرار بود با استفاده از ماشين هاي پر سرعتش و ريتم تند قصه به نتيجه اي مطلوب برسد. اما نشد ...
سريالهاي كت جادويي و همسايه ها نگاه لطيفي را نسبت به قضيه عوض كرد. اگر در سرعت رك و رو راست از وطن پرستي و عدم مادي گرايي صحبت مي كند اما در كت جادويي در قالب تخيلي و فانتزي و در همسايه ها در قالب كمدي كلامي و درام اجتماعي / خانوادگي همانهايي را تكرار مي كند كه باز هم در بعد تر ها به شكلي ديگر نمو پيدا مي كند. عينك دودي و دختر ايروني هم حاصل همين تفكرات است با قالبي جديد. قالبي كه در كنار ايرج طهماسب و حميد جبلي هم حرفه اي تر شده و هم تعريفي جديد به خود گرفته كه حاصلش شد عينك دودي و خوابگاه دختران. عينك دودي پر است از كليشه هاي طنز اما با ساختاري منسجم. گروه زنان ضد مردي كه دوست ندارند سر به تن هيچ موجود مذكري نباشد. درست همين حكايت در دخترايروني اما با چاشني هندي مابانه نمايان است به نحوي كه خود لطيفي به وضوح از هندي بودن فيلمش ياد مي كند. چرايي موفقيت اين كمدي درام درست همان نقطه ي عطفي است كه لطيفي را مخاطب دوست مي كند و همتا هايش را مخاطب گريز.
يكي از صعودهاي خوب لطيفي در كارگرداني ، به خوابگاه دختران مي رسد. منسجم ترين فيلم وحشتي كه در هم آميزي اش با طنز يك اثر خوب را بر جاي گذاشته.
سريال سفر سبز اما يه تغيير 180 درجه اي بود كه حاصلش در سالهاي بعد سريالهاي وفا و صاحبدلان بود كه پس لرزه هايش در روز سوم عيان شد. سريال سفر سبز هم با توجه به موضوع كليشه اش با پرداخت خوب و حضور بازيگران چهره هنر لطيفي را در كليشه سازي و بازي گرفتن از يك ارنج و تيم حرفه اي به رخ مي كشد. كاري كه فيلمسازان زيادي موقعيتش را داشتند اما توانش را نه.
سال 85 خيلي ها گفتن كه لطيفي عوض شده و فيلمهايش نشانه ي تغيير مسيرش است. و همين مسئله باعث شد كه خيلي ها انگشت اتهامشان به سويش باشد كه نكند حرفش با عملش يكي باشد.
اما همين مرور اجمالي بر كارهاي محمد حسين لطيفي نشان مي دهد او همه جا حرفهايش يكي است. چه در روز سوم با تمام شعارزدگي هايش و چه در توفيق اجباري با همه ي تحولاتش . او يك حرف و هدفي را دنبال مي كند و كليشه سازي اش هميشه به دادش رسيده. اگر بداند كه مي تواند
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:25  توسط دلبر تنها  | 

جای خالی احترام به مخاطب تلویزیونی

حمید لولایی و رضا شفیعی جم در نمایی از "چارخونه" به کارگردانی سروش صحت

حمید لولایی و رضا شفیعی جم در نمایی از

وقتی مجموعه "چارخونه" به تولید 90 قسمت دوم خود رسید شاید کسی به این موضوع فکر نکرد که جای خالی تحلیل و نقدهای منصفانه کار را به تکراری نازل و مخاطب را به مشاهده این تکرار محکوم کرده است.
این روزها بازار نقد و تحلیل و البته بستن پرونده‌های رنگین برای مجموعه‌های در حال پخش هم داغ است و هم پرکننده صفحات روزنامه و مجله و رنگین‌نامه‌ها. اما آنچه در این رویکرد همواره در سایه قرار می‌گیرد استعداد یک مجموعه برای پرداختن به آن و مهمتر از همه نگاه آسیب شناسانه است.

مجموعه "چارخونه" یکی از همین فرصت‌های خوب و البته توخالی برای نشریاتی بود که در ابتدای ماه تنها در فکر صفحات خالی مجله خود هستند و توانست خوراکی خوب برای طولانی مدت در اختیار آنها قرار دهد. طومار پرونده‌های رنگین در مجلات و روزنامه‌های مختلف به طور مرتب برای این مجموعه و عواملش بسته شد، غافل از آنکه چقدر از اینها شبیه هم و انباشته از حرف‌های فرمایشی و کلیشه‌ای هستند. بدتر از همه اینکه بدون تزریق یک نگاه و تفکر در پشت شکل‌گیری این پرونده‌ها، همه و همه آگاهانه و ناآگاهانه بدل به تریبون خصوصی این مجموعه شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:24  توسط دلبر تنها  | 

جامعه با بایدهای ما اداره نمی‌شود

بيژن امکانيان و رويا نونهالي در نمايي از مجموعه تلويزيوني "ساعت شني" ساخته بهرام بهراميان
 

بيژن امکانيان و رويا نونهالي در نمايي از مجموعه تلويزيوني


مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" شنبه‌شب هشتم دی‌ماه از شبکه یک پخش نشد و جای خود را به برنامه "ساعت شنی، یک بررسی" با حضور رئیس کمیسیون بهداشت مجلس و مدیر شبکه چهار البته به عنوان روانشناس داد.
در این برنامه که اجرای آن را سونیا پوریامین به عهده داشت، دکتر امیدوار رضایی رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی و دکتر رضا پورحسین حضور داشتند و "ساعت شنی" را از ابعاد علمی پزشکی، روانشناختی، دراماتیک و ... تحلیل و نقاط برجسته انتقادهای مطرح‌شده درباره آن را بررسی کردند.

پوریامین ضمن اشاره به پرمخاطب بودن این مجموعه که به نوعی سلایق و علایق مردم را مورد توجه قرار می‌دهد، بحث را با طرح وظایف تعریف شده رسانه ملی و گزینه‌های پیش روی مسئولان برای رویکرد به معضلات اجتماعی آغاز کرد. گزینه‌هایی که می‌تواند تلویزیون را به یک رسانه خنثی و بی‌دردسر بدل کند یا آن را به مثابه رسانه فعال همگام با تغییر و تحولات جامعه پیش برد.

رضایی ضمن اشاره به سهل بودن کار تلویزیون در رویکرد خنثی به آسیب‌ها و معضلات اجتماعی و پرداختن به سوژه‌های بی‌خطر فیلم‌ها و مجموعه‌های خارجی، حضور در عمق مسائل مبتلا به جامعه را عملکرد برجسته رسانه ملی دانست. پورحسین هم دو موضع پیش روی رسانه ملی را اینگونه تشریح کرد: "من همیشه آسیب‌های اجتماعی را به لکه‌های روی یک سیب مثال می‌زنم. تلویزیون می‌تواند این لکه ها را به طور کل نادیده بگیرد یا به دو شیوه به آن بپردازد. افراط در پرداخت با تدارک میزگرد، نشست و بحث‌های اجتماعی و ... که به نوعی سیاه‌نمایی می‌انجامد یا حفظ تعادل در این نگاه."

پورحسین ادامه داد: "تلویزیون به عنوان یک رسانه باید وظایف خود را در این حیطه مشخص کند. پرداخت با التهاب یا بی‌التهاب یا به گفته دیگر هشدار یا طرح مسئله؟ موضوعات فرعی که در عرض مسئله "رحم جایگزین" در مجموعه "ساعت شنی" مطرح می‌شود، در بقیه مجموعه‌ها هم هست ولی اینگونه مورد توجه قرار نمی‌گیرد. چون مسئله اصلی توجه به آنها را بیشتر می کند."


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:23  توسط دلبر تنها  | 

مهدی هاشمی در نمایی از مجموعه تلویزیونی 
 

مهدی هاشمی در نمایی از مجموعه تلویزیونی


مجموعه‌های فصل پائیز تلویزیون امسال دو مولفه مشترک را با خود یدک کشیدند: یکی جسارت در انتخاب مضامین و دیگری رکورددار شدن در برانگیختن واکنش‌ها همراه با اعتراض و انتقاد.
به گزارش خبرنگار مهر، تلویزیون پس از رکود تابستانی، پائیز را با دست پر آغاز کرد. رکود در مضمون و ساختار مجموعه‌ها شاید در آمارهای رسمی رسانه ملی لحاظ نشد یا چندان به چشم نیامد، ولی نفس ناماندگاری این آثار پس از گذشت تنها یک فصل که مخاطب را وادار به جستجوی بایگانی ذهنی برای پیدا کردن نام مجموعه‌های این فصل می‌کند، به خوبی گویای این است که تابستان تلویزیون اصلاً گرم نبود.

***
از معدود مجموعه‌های این فصل که به واسطه ساختار تعداد قسمت‌های طراحی شده، در فصل‌های پائیز و زمستان همچنان به پخش خود ادامه می‌دهند، می توان به "چهل سرباز" و "چارخونه" اشاره کرد. دو مجموعه در حیطه‌های مختلف که اولی مقطع تاریخی ایران باستان و دومی طنزی سهل الوصول را محور کار قرار دادند.

"چهل سرباز" به کارگردانی محمد نوریزاد و تهیه‌کنندگی محمد اسماعیلی در 28 قسمت ساخته شده و چهار دوره تاریخ ایران را به تصویر می‌کشد، دوره اساطیری که روایتگر جنگ رستم و اسفندیار است. بعد از هشت قسمت داستان وارد دوره اسلامی شده و زندگی پیامبر از زمان هجرت به تصویر کشیده می‌شود، یعنی زمانی که امیرالمؤمنین (ع) فاطمه (س) را از مکه به مدینه می‌برد و بعد از جنگ خندق و خیبر داستان مباهله نشان داده می‌شود.

مجموعه در مقطع سوم وارد زندگی پیامبر می‌شود و به بررسی علت نوشتن شاهنامه و عشق فردوسی به علی و تشیع می‌پردازد و چهارمین دوره داستان امروز را روایت می‌کند. داستان مردانی از جنس امروز با همان پشتوانه تاریخی و اساطیری که روایتگر اتفاقاتی خواهند بود.

نکته جالب درباره این مجموعه آنکه از قبل از پخش، کارگردان در پیام‌های مختلفی مخاطبان این مجموعه را به صبر و حوصله و به نوعی تحمل کار دعوت کرد که رویکردی خاص است. "چهل سرباز" از همان ابتدای پخش به خاطر جذابیت پیدا نکردن روایت و داستان، جلوه‌های ویژه ابتدایی و ... نه توانست مخاطب عام را جذب کند و نه علاقمندان به تاریخ کهن ایران و اسلام را.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:21  توسط دلبر تنها  | 

اصغر شاهوردي همچنان بي‌هوش است

اصغر شاهوردي با گذشت 80 روز از حادثه سانحه رانندگي همچنان در بيمارستان «لاله» بستري است.
حسين صابري تهيه‌كننده فيلم «چراغي در مه» آخرين فيلمي كه شاهوردي صدابرداري آن را انجام داده است، درباره وضعيت اين صدابردار سينما گفت: طي روزهاي گذشته وضعيت شاهوردي رو به بهبودي بوده است، اما همچنان حركتي ندارد و تنها چشمانش باز است و عكس‌العمل دارد و پزشكان اميدوار به بهبودي او هستند.

وي افزود: روز گذشته براي گرفتن «ام آر آي»، او را بي‌هوش كردند كه به سرعت به هوش آمد كه بنابر گفته پزشكش اين نشانه خوبي از روند بهبودي شاهوردي است.

سه فيلم «انعكاس»، «چراغي در مه» و «استشهادي براي خدا» از اين صدابردار در جشنواره فيلم فجر امسال به نمايش درآمد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:11  توسط دلبر تنها  | 

حسن حسندوست: داوران جشنواره امسال نگاه درستي داشتند

برنده سيمرغ بلورين بهترين تدوين در جشنواره امسال گفت: اهداي همزمان سيمرغ بلورين تدوين و كارگرداني به فيلم «آواز گنجشك‌ها» كاملا درست بود و ناشي از نگاه تخصصي داوران داشت.
حسن‌حسندوست اظهار داشت: اهداي همزمان جايزه تدوين و كارگرداني به فيلم «آواز گنجشك‌ها» كاملا درست بود.
وي گفت: در دوره‌هاي قبلي جشنواره فيلم فجر، سيمرغ تدوين و كارگرداني با هم منافات داشت كه اين ازنظر من غلط است، يعني بايد هميشه فيلمي كه سيمرغ كارگرداني مي‌گيرد، تدوين آن فيلم هم جايزه بگيرد چون كارگرداني و تدوين دو رشته‌اي هستند كه دركنار هم ديده مي‌شوند و عملكرد هيئت داوران جشنواره بيست و ششم نشان از ديد حرفه‌اي آنها داشت.
وي در ارزيابي فيلم‌هاي امسال به فارس گفت: به علت كار در «آوازگنجشك‌ها» و رساندن آن به جشنواره متاسفانه هيچكدام از فيلم‌ها را نديده‌ام و نمي‌توانم در مورد بهترين فيلم يا كيفيت جشنواره امسال و ارزيابي آنها نظري بدهم.
اين تدوين‌گر تصريح كرد: در جشنواره امسال علي‌رغم شور و حال و ويژگي‌هايش، اتفاقاتي افتاد كه به نظرم بهتر بود رخ نمي‌داد.
وي افزود: در اين جشنواره، حضور برخي فيلم‌هاي خوب در بخش ميهمان يا در بخش خارج از مسابقه جشنواره، سوال‌برانگيز بود چرا كه همكاران و دوستانم براي اين فيلم‌ها زحمت كشيده بودند و دوست داشتم كه دوست داشتم زحمت‌هاي آنان در جشنواره ديده شود و نمي‌دانم به چه دليل اين فيلم‌ها كنار گذاشته شدند.
برنده سيمرغ بلورين بهترين تدوين براي فيلم «آواز گنجشك‌ها» گفت: اين توجيه كه به اين فيلم‌ها اصلاحيه خورده و يا اين كه اين فيلم‌ها آماده نبودند، دلايل منطقي نيستند چون ما سال‌هاي پيش هم نظاير اين موارد را داشتيم ولي به هرحال فيلم‌ها به نوعي به نمايش درمي‌آمدند، ‌زحمت دست‌اندركاران اين فيلم‌ها ديده مي‌شد و بعد براي نمايش عمومي در مورد آنها تصميم‌گيري صورت مي‌گرفت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:10  توسط دلبر تنها  | 

اشكان انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» تا اواخر اسفند فيلم آماده نمايش می شود

تدوین اولین فیلم سینمایی شهرام مکری به پایان رسیدتدوين اولين فيلم‌سينمايي شهرام مكري به نام «اشكان انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» به پايان رسيد.
شهرام مكري كارگردان اين فيلم با اعلام اين مطلب گفت: آرش رصافي فيلم را تدوين كرده و منتظر برگشت مهدي كريمي تهيه‌كننده كار از ايتاليا هستيم تا براي موسيقي و صداگذاري تصميم‌گيري كنيم.
وي اظهار اميدواري كرد تا اواخر اسفند فيلم آماده نمايش شود.

اين فيلم با بازي سعيد ابراهيمي فر، سينا رازاني، سيامك صفري، رضا بهبودي و صدف احمدي درباره 2 دوست است كه قصد دارند از يك جواهر فروشي سرقت كنند و به دنبال نفر سومي براي پيش بردن نقشه شان هستند.

به گفته مكري سازنده‌ي فيلم‌هاي كوتاهي همچون«طوفان سنجاقك»، «محدوده دايره»؛ داستان فيلم در يك روز اتفاق مي‌افتد و درباره آدم‌هايي است كه به‌نوعي درگير اين سرقت مي‌شوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:9  توسط دلبر تنها  | 

سوپراستار" تهمینه میلانی کلید خورد

فیلم سینمایی "سوپراستار" به نویسندگی و کارگردانی تهمینه میلانی از امروز چهارشنبه 24 بهمن در منطقه فرمانیه تهران کلید خورد.
محمد نیک‌بین تهیه‌کننده پروژه "سوپراستار" در این باره گفت: "هر چند قرار بود از اواسط دی تولید "سوپراستار" را شروع کنیم، اما به دلیل برخی مشکلات تولید این پروژه کمی به تعویق افتاد و فیلمبرداری از امروز صبح آغاز شد."

وی ادامه داد: "لوکیشن اصلی فیلم خانه‌ای قدیمی و بزرگ در منطقه فرمانیه است که البته دکور آن به طور کامل تغییر کرده است. این خانه قدیمی محل سکونت قهرمان اصلی "سوپراستار" است و در اولین روز فیلمبرداری شهاب حسینی و لیلا زارع جلو دوربین رفتند و به ایفای نقش پرداختند."

نیک‌بین درباره ترکیب بازیگران فیلم گفت: "تاکنون حضور نسرین مقانلو، رضا رشیدپور، افسانه بایگان، السا فیروزآذر و فریبا کوثری در این فیلم قطعی شده و از میان عوامل نیز می‌توان به علیرضا زرین‌دست مدیر فیلمبرداری، اسحاق خانزادی صدابردار، مینا قریشی طراح چهره‌پردازی و ناصر چشم‌آذر آهنگساز اشاره کرد."

نیک‌بین علاوه بر تهیه‌کنندگی این پروژه به عنوان طراح صحنه و لباس آن نیز فعالیت خواهد کرد. "سوپراستار" داستان زندگی بازیگری مشهور است که دچار غرور شده، اما ورود دختری جوان به زندگی‌اش او را متحول می‌کند. میلانی در حالی فیلم جدید خود را جلو دوربین برده که آخرین فیلمش "تسویه حساب" هنوز پروانه نمایش دریافت نکرده و راهی پرده سینماها نشده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:6  توسط دلبر تنها  | 

نامزدي 10 فيلم ايراني براي رقابت در اكران نوروزي

مهران مديري در نمايي از فيلم

در حالي كه هنوز آئين‌نامه جديد شوراي صنفي نمايش ابلاغ نشده است، بيش از 10 فيلم براي نمايش در نوروز 87 سينماهاي كشور كانديدا شده‌اند و صاحبان اين فيلم‌ها براي اكران آنها در حال رايزني هستند.
در حالي كه حدود 25 روز تا نوروز 87 زمان باقي مانده، هنوز تكليف قطعي فيلم‌هاي اكران نوروز كه قاعدتا 10 تا 15 روز زودتر از نوروز بايد مشخص شوند، روشن نشده است و همه چيز به ابلاغ آئين‌نامه جديد شوراي صنفي نمايش موكول شده است.
محمدرضا صابري سخنگوي اين شورا، ضمن اعلام اين خبر گفت: هفته آينده پس از ابلاغ آئين‌نامه جديد، وضعيت سرگروهي سينماها در سال 87 و فيلم‌هاي نوروز 87 مشخص خواهد شد. اين آئين نامه تنظيم شده و از سوي شوراي صنفي نمايش به اداره نظارت و ارزشيابي ارائه شده اما نهايي شدن آن به تصميم آن اداره بستگي دارد و تا آن زمان فيلم‌هاي نوروز قطعي نيستند.
تا زمان ابلاغ رسمي آئين‌نامه، گمانه‌زني‌ها براي انتخاب فيلم‌هاي نوروز 87 ادامه خواهد داشت تا بلافاصله پس از ابلاغ اين آئين‌نامه، اسامي فيلم‌هاي نوروزي در كم‌ترين زمان، اعلام شود.
بنا بر اين گزارش، «فيلميران» كه موفق‌ترين پخش‌كننده سال 86 به‌شمار مي‌آيد، فيلم‌هايي چون "زن دوم" (سيروس الوند)، "مخمصه" (محمدعلي سجادي)، "مدل" (عليرضا داوودنژاد) و "مجنون ليلي" (قاسم جعفري) را براي نوروز 87 در نظر گرفته است و اين‌ فيلم‌ها براي اكران نوروزي يا نمايش اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت كانديدا هستند.
هدايت فيلم نيز براي اكران عيد از بين توليدات خود (مثل "كنعان" و "صدسال به اين سال‌ها") فيلمي را در نظر نگرفته اما واحد پخش اين مؤسسه درصدد است تا فيلم «دايره زنگي» (پريسا بخت‌آور) را پس از اخذ پروانه نمايش اكران كند و اين فيلم پس از اخذ اين پروانه و توافق با سيدجمال ساداتيان تهيه‌كننده فيلم، به عنوان يكي از فيلم‌هاي نوروز 87 كانديدا مي‌شود.
البته شنيده شده كه اين مؤسسه فيلم «كنعان» (ماني حقيقي) را نيز براي دريافت پروانه نمايش به اداره نظارت و ارزشيابي فرستاده است.
فيلم «سنتوري» (داريوش مهرجويي) نيز از جمله فيلم‌هايي بود كه گفته شده قرار بوده تا با تصميم اداره نظارت و ارزشيابي و پس از اعمال نظر جديد، در فهرست فيلم‌هاي نوروز 87 قرار گيرد كه با پخش سي‌دي‌هاي غيرمجاز فيلم، عملي شدن اين قضيه متوقف شده است و البته همچنان اين احتمال مي‌رود براي جلوگيري از ضرر هنگفت صاحب و پخش كننده فيلم، اين فيلم شانس اكران در نوروز 87 را داشته باشد.
همچنين سازمان توسعه سينمايي سوره نيز فيلم «به همين‌سادگي» (سيدرضا ميركريمي) را براي نوروز 87 درنظر گرفته است و فيلم «هم‌خانه» (مهرداد فريد) نيز از جمله ديگر كانديداها است. فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» (كمال تبريزي) نيز درصدد است پس از اخذ پروانه نمايش به فهرست اكران نوروزي بپيوندد.
به نظر مي‌رسد با توجه به تغيير آئين‌نامه شوراي صنفي نمايش و احتمال پنج گروه شدن سينماهاي اكران تهران، فيلم‌هاي نوروز 87، در آخرين هفته اسفند مشخص شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 2:31  توسط دلبر تنها  | 

رقابت نوروزی مهران مدیری، جواد رضویان، رامبد جوان و سیروس مقدم

مهران مدیری در نمایی از مجموعه تلویزیونی

مجموعه‌های تلویزیونی "پیامک از دیار باقی"، "نشانی"، "مرد هزار چهره" و "قرارگاه مسکونی"در ایام نوروز به ترتیب از شبکه‌های یک، دو، سه و تهران روی آنتن می‌رود

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 0:29  توسط دلبر تنها  | 

رضا ناجی عضو افتخاری انجمن بازیگران شد

امین تارخ، رضا ناجی و داود رشیدی - عکس: امیر پورمند

انجمن بازيگر سينماي ايران از رضا ناجي بازيگر برگزيده‌ي جشنواره برلين تقدير كرد و آن را به عضويت افتخاري اين انجمن درآورد.

در ادامه‌ي نشست‌هاي تحليل بازيگري انجمن بازيگران سينماي ايران كه در خانه سينما برگزار مي‌شود، شامگاه چهارشنبه ـ 22 اسفند ماه ـ با حضور داوود رشيدي رييس اين انجمن از رضا ناجي برنده جايزه خرس نقره‌يي جشنواره فيلم برلين تقدير شد.

در اين برنامه داود رشيدي رييس انجمن بازيگران دريافت اين جايزه را اتفاق بزرگي در تاريخ سينماي ايران دانست و گفت: اين براي بازيگري ما فوق‌العاده بود و برخلاف انتظار، بزرگترين جايزه بازيگري اين جشنواره به ايران رسيد و بايد از همكار مان كه اين جايزه را دريافت كرد، تشكر كنيم.

رضا ناجي هم در سخناني از ابراهيم‌آبادي كه در سالن حاضر بوده به‌عنوان اولين استادش در بازيگري ياد كرد و اظهار كرد: قبل از اين كه برلين بروم به ديدن خسرو معصومي رفتم، او رقباي من را سوپراستارهاي جهاني كه قبلا هم اسكار گرفته‌اند، معرفي كرد.

وي ادامه داد: من گفتم توكلم به خدا است و به خاطر جايزه به آلمان نمي‌روم،. مي‌روم تا آلمان را ببينم و هر چه خدا بخواهد همان مي‌شود. در برلين هم فيلم‌هاي 19 رقيب را ديدم وحس كردم از هنر خبري نيست.

ناجي توضيح داد: جشنواره برلين همانند جشنواره‌ي ايران 30 سيمرغ ندارد، بلكه تنها 7جايزه است كه معتبرترين جايزه بازيگري را به من دادند و من با افتخار آن را به سينماي ايران و كشورم ‌آوردم و به شما متعلق مي‌دانم.

وي در پاسخ به سوال رشيدي درباره رسيدن به نقش‌اش توضيح داد: من از تئاتر به سينما آمدم و در سال 75 مجيدي من را در تبريز كشف كرد و به ايران و دنيا معرفي كرد. از همان «بچه‌هاي آسمان» فيلمنامه را مي‌خوانم و در قالب شخصيت مي‌رفتم و در حدود 15 فيلم سينمايي ديگري هم كه بازي كردم همين روال را پيش گرفتم.

به گزارش ايسنا، در ابتداي اين جلسه كه با حضور امين تاريخ به تحليل بازيگري اختصاص داشت اين بازيگر برپايي چنين جلساتي را ضروري دانست و گفت: عرصه بازيگري ما به جهت آنكه چندان نظام‌مند نيست، اين نياز پيوسته حس مي‌شود كه فعاليت‌هاي فرهنگي آكادميك طراحي شود تا به سطح بازيگري از نظر كيفي افزوده شود.

وي بازيگري را به نمايش گذاشتن يك شخصيت انساني به وسيله انسان براي انسان دانست واظهار داشت: در اين تعريف واژه انساني سه بار تكرار مي‌شود كه در معقوله‌هاي ديگر چنين گزينشي كه در اين تعريف نهفته است وجود ندارد.

او افزود: در بازيگري هيچ شي يا عنصر بيروني وجود ندارد كه با مخاطب ارتباط برقرار كند و وسيله ارتباطي‌ بازيگر هم انسان است.

در پايان جلسه داود رشيدي از حضور كمرنگ بازيگران كه اين جلسات براي آن‌ها برپا مي‌شود، گلايه كرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 0:27  توسط دلبر تنها  | 

احتمال اکران "تیغ زن" در نوروز 87

لادن مستوفی و رضا عطاران در نمایی از فیلم

عليرضا داودنژاد گفت: طي دو روز گذشته پروانه نمايش «تيغ‌زن» صادر شده است و در صدد هستم فيلم را در اكران نوروزي به نمايش در آوريم.

اين كارگردان سينماي ايران با بيان اين مطلب خبر داد: چندي قبل براي نمايش در گروه قدس قرارداد بسته‌ايم.

اين در حالي است كه روز چهارشنبه از سوي شوراي صنفي نمايش اكران فيلم «دايره زنگي» در گروه قدس براي اكران نوروزي قطعي اعلام شد.

«تيغ‌زن» درباره‌ي‌ پسر و دختري عاشق است كه در جواني يكديگر را گم مي‌كنند و در ميان‌سالي دوباره به‌هم مي‌رسند، اينك مرد دلباخته ماشين و زن شيفته ملك و طلا است. نقش اين دو كاراكتر را رضا عطاران و لادن مستوفي ايفا مي‌كنند.
هم‌چنين علي صادقي، رضا داودنژاد نيز در اين فيلم به ايفاي نقش پرداختند.
«تيغ زن» با مديريت فيلم‌برداري جمشيد الوندي ساخته شد، تهيه‌كننده اين ساخته‌ي داودنژاد را نيز خودش برعهده دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 0:26  توسط دلبر تنها  | 

توبيخ كتبي هدايت‌ فيلم براي پخش «دايره زنگي» در سالن اصلي سينما عصر جديد

سينما عصرجديد به دليل اين تخلف بزرگ از 21 فرورودين «پابرهنه در بهشت» را اكران مي‌كند

سينما عصرجديد به دليل اين تخلف بزرگ از 21 فرورودين «پابرهنه در بهشت» را اكران مي‌كند

 فيلم سينمايي «پابرهنه در بهشت» به كارگرداني بهرام توكلي از صبح چهارشنبه ـ 21 فروردين ماه ـ در گروه سينمايي عصر جديد اكران مي‌شود. محمدرضا صابري سخنگوي شوراي صنفي نمايش بعد از جلسه شورا  اظهار داشت: سينما عصر جديد با نمايش فيلم «دايره زنگي» در سالن اصلي‌اش كه در گروه سينمايي قدس اكران مي‌شود، مرتكب تخلف بزرگي شد كه شورا تصميم گرفت اين فيلم را از سه سالن اين سينما حذف كند و «پابرهنه در بهشت» را در سالن اصلي جايگزين آن كند.
وي يكي ديگر از تخلفات سينما عصر جديد را عدم معرفي فيلم جديدش دانست و گفت: با حمايت‌هاي همه‌جانبه‌اي كه شوراي صنفي از اين سينما داشت اين موقعيت فراهم شد تا خود سينما فيلمش را معرفي كند كه اين‌كار صورت نگرفت و فيلم آينده اين سينما هم بعد از فيلم «پابرهنه در بهشت»، «ايستگاه بهشت» به كارگرداني نادر مقدس خواهد بود كه با استعلامي كه از طرف شورا از دفاتر پخش صورت گرفت اين فيلم تعيين شد.
صابري همچنين از توبيخ كتبي هدايت‌ فيلم براي پخش فيلم «دايره زنگي» در سالن اصلي سينما عصر جديد خبر داد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:51  توسط دلبر تنها  | 

حذفيات «مرد هزار چهره» سياسي نبود

حذفيات «مرد هزار چهره» سياسي نبود

مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» ضمن اشاره به اين كه اين مجموعه وارد بازي‌هاي سياسي نشده است، گفت: بخش‌هايي از اين مجموعه به دليل كمبود زمان در مونتاژ حذف شد.
عبدالرضا شهباززاده درباره تبديل سريال «مرد هزار چهره» از 15 قسمت به 13 قسمت و حذف بخش‌هايي از آن گفت: ما زمان زيادي براي توليد نداشتيم و بخش‌هايي از مجموعه نيز كه تصويربرداري شده بود در زمان تدوين به علت كمبود وقت كنار گذاشته شد. وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخش‌هايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنه‌هاي اضافي را كه با تغيير پايان بي‌ربط شده بود، از كار درآورديم. وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر مي‌برد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قذاقه منديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود. وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري مي‌ديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمه‌اي به داستان اصلي سريال نمي‌زد.
وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيري‌هاي سازمان صدا و سيما برمي‌گردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل مي‌كنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:47  توسط دلبر تنها  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر